دانلود رمان عاشق آشکار شده pdf از جسیکا برد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
باچ اونیل جنگجوی بالفطرهست.پلیس سابق دایره جنایی جان سخت.تنها آدمیه که اجازه پیدا کرده وارد حلقه انجمن برادری خنجرسیاه بشه.ومیخوادبیشتر وارد دنیای خون آشامها بشه_ بخشی از جنگ بالسره.اون هیچ چیزبرای ازدست دادن نداره.قلبش متعلق به خونآشامه اشراف زاده زیبای که امکان نداره بهش برسه.امااگه نمیتونسه ماریساروداشته باشه پس حداقل میتونسته کناربرادرها بجنگه.تقدیراون روبادادن چیزی که بهش نیازداره نفرین میکنه.وقتی باچ فداکاری میکنه تایک خون آشام غیرنظامی روازدست لسرهانجات بده قربانی تاریک ترین نیروی جنگ میشه.درحالی که رهاشده تابمیره به طور معجزه آسایی پیدا میشه.وانجمن برادری ماریسا رو فرامیخونه تااونونجات بده.اماشاید حتی عشق ماریسااون قدرکافی نباشه که باچ روبرگردونه…
هر چند کشیش بدترین لباس هایش را هم خودش خریده بود. کشیش، رهونج یا برادر شلان زی، بلا، صاحب زیروسام بود و از هر چیزیکه انجا اتفاق می افتاد، پولی به جیب می زد. لعنتی، با وجود تمام فسادی که برای فروش در کلاب وجود داشت، او هر شب مقدار بسیار زیادی پول را به قلکش می ریخت.
کشیش آهسته به داخل اتاقک ویژه رفت. کراوات ورساچه اش را که به خوبی گره خورده بود را مرتب کرد و گفت: اون فقط مناسب تو نبود و من نمی دونم چرا گفتی نه!.
-اوه واقعا؟
-تو از بلوندها خوشت نمیاد
نه دیگه خوشش نمی آمد.
-شاید من فقط از این خوشم نیومده باشه
-من می دونم که تو چی می خوای