دانلود رمان نبض تپنده pdf از ژیلا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان دختری به اسم شراره خود ساخته ست که تو مرحله ای از زندگی دچار حسی شدید به اسم حقارت میشه و تو مرحله ای دیگه سعی میکنه زخمهای اون حس رو ترمیم کنه.مردی به ظاهر متدین و معتمد، زندگی اونو برای منافع دنیوی خودش به بازی میگره و افسار سرنوشتش رو به دست، شراره سعی میکنه خودش رو از سردی اون حس حقارت نجات بده و برسونه به یه زندگی ایده آل که افسارش جز خدا دست کسی نباشه . چیزایی این میون از دست میده که برگشتنی نیست ولی در عوض تجاربی جدید پیدا میکنه که تو مرحله اول زندگیش قابل دستیابی نبود…
خسته تر از اونیم که به نتیجه کارم فکر کنم. برام مهم نیست هر چی میخواد بشه بشه، دیگه بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. اینم رو همه بدبختیای دیگه ام. اصلا چه بهتر. نشد هم نشد فوق فوقش ، خونه پرش اینه که بازم یه پوزخند کج رو لب این و اون، که مشکل از خودشه : تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها . فرقی هم نداره برای ناتوانیت تو اثبات توانائیهات باشه یا تو اثبات نکرده هات.
تو که دیگه باید این چیزا رو خوب درک کنی با پوست و گوشت و خونت مثل همین الان . مثل همین نبض تپنده زیر پوست کشیده تنت . آه … این نبض تپنده … همین نبض تپنده ست که برت میگردونه از اوهام و خیالات بیرون و پرتت میکنه تو دنیای بیرحم و مروت دور و برت . حقیقت سخت تر و کوبنده تر از پتک تو سرت میخوره : تو هنوز زنده ای و این نبض ادامه داره و مجبوری این ادامه رو امتداد بدی و بکشی تا بیکران ها ، تا آخر سوختن و ساختن ، مثل همه سوختنهات و ساختنهات ، مثل همه داشته ها و نداشته هات … باید ادامه داد به سختی و با چنگ و دندون.