رمانسرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمانسرا
دانلود رمان فرو افتاده pdf از الناز دادخواه

دانلود رمان فرو افتادهpdf از الناز دادخواه

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه، تخیلی

خلاصه رمان فرو افتاده

اشتباهم… و در اشتباه‌ترین نقطه دنیا ایستاده‌ام… بی‌تعلق به جایی… بی‌شباهت به خویش… مانند بازمانده‌ترین ستاره از انفجاری بزرگ… جدا مانده از دنیایی که دیگر برایم نمی‌تپد… من تنهاترینم… تنهاترین ستاره‌ای که پیش از طلوع باز هم خواهد درخشید …

قسمتی از رمان فرو افتاده

یک هفته برای جمع کردن تمام کارهای نیمه تمامم. شیشه‌های ماشین را پایین دادم، صدای موزیک را فقط کمی بالاتر بردم و اجازه دادم قطرات باران از شیشه‌های پایین آمده ماشین داخل شده و لباسم را مرطوب کنند. پایم را بیشتر روی پدال گاز فشردم، پشت چراغ قرمز ایستادم… ذهنم مشغول بود. برخلاف تمام این هفته‌ای که به سردرگمی گذرانده بودم، حالا برنامه مشخصی برای هفتۀ پیش رو داشتم. گوشی‌ام را برداشتم و نگاهی به ثانیه شمار قرمز رنگ چراغ انداختم، سپس از فرصت استفاده کرده و برای کارل پیام دادم. «برات طرح یه لباس می‌فرستم، واسه میتینگ برام سفارش بده. می‌خوام به موقع آماده باشه و محض رضای خدا هیچ تغییری توی طرح لباس نمی‌دی! حتی رنگش!» عکس را همراه پیام ارسال کردم. بوی سیگار مشامم را آزرد. نگاهم به سمت ماشین کناری کشیده شد. یک bmw سری 7 با شیشه‌ای پایین آمده، مرد نشسته پشت فرمان نگاهش خیره به من بود. از نگاه خیره‌اش خوشم نیامد ناخودآگاه اخم کردم. نگاهم دوباره به

ثانیه شمار افتاد. با دیدن تک رقمی شدن اعداد پایم را کمی روی گاز فشردم، صدای موتور ماشینش توجه‌ام را جلب کرد.پوزخند محوی روی صورتش بود. با سبز شدن چراغ پایم را بیشتر روی گاز فشار دادم. سبقت گرفته و جلو رفتم اما او هم پا به پایم می‌آمد. از مقابل مسیرش کنار رفتم، ولی سرعتش را با من تنظیم کرده و مدام مسیرم را می‌بست انگار می‌خواست مرا وادار به رقابت کند. نفس عمیقی کشیدم، پایم را بیشتر روی پدال فشردم و دنبالش کردم. عقربه سرعت سنج بالا و بالاتر می‌رفت. از میان ماشین‌ها با سرعت عبور می‌کردیم و او یک قدم جلوتر بود. احساس کردم ضربان قلبم برای چند ثانیه بالا رفت… هیجان… شاید چیزی که مدت‌ها تجربه‌اش نکرده بودم. چرخ‌های ماشین روی سطح لغزنده جاده می‌لغزید. پایم را کمی بیشتر روی پدال فشردم، قدرت ماشین من چندان قابل مقایسه با جدیدترین سری BMW نبود اما با این حال به زحمت پا به پایش پیش می‌رفتم. ماشینی مقابل او پیچید و برای چند ثانیه او را عقب انداخت.

لبخند زدم… به اندازۀ چند ثانیه پایم را بیش از حد روی گاز فشار دادم. فقط برای چند ثانیۀ کوتاه… تنها به اندازه‌ای که قلبم یک بار دیگر با هیجان به تپش بیفتد. سپس کنترل ماشین از دستم خارج شد، ماشین روی سطح لغزنده چرخید و چرخید. برای یک لحظه ترسیدم… ترس از مرگ… اما فقط برای همان یک لحظه… زمان متشکل از  ثانیه‌هاییست که گاهی هر یک ثانیه می تواند به اندازۀ هزاران سال فکر، احساس و تصمیم را در خود جای دهد. برای من یک ثانیه فرصت زیادی بود. یک ثانیه برای لمس یک هیجان… یک ثانیه برای یک عملکرد… یک ثانیه برای پشیمانی… یک ثانیه برای تسلیم… و یک ثانیه برای ترس… ثانیه‌هایی که شاید ناچیز باشند اما در همان لحظه تبدیل به چیزی متفاوت می‌شوند. مانند ظرف زمانی که مقیاسش فرق دارد. ماشین با سرعت به گاردریل وسط جاده برخورد کرد. چشمانم به طور ناخودآگاه بسته شده و آخرین چیزی که فهمیدم کوبیده شدن سرم به شیشۀ کناری ماشین بود.  پلک‌هایم را که باز کردم سرم گیج رفت …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
اشتباهم... و در اشتباه‌ترین نقطه دنیا ایستاده‌ام... بی‌تعلق به جایی... بی‌شباهت به خویش... مانند بازمانده‌ترین ستاره از انفجاری بزرگ... جدا مانده از دنیایی که دیگر برایم نمی‌تپد... من تنهاترینم... تنهاترین ستاره‌ای که پیش از طلوع باز هم خواهد درخشید ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    فرو افتاده
  • ژانر
    عاشقانه، تخیلی
  • نویسنده
    الناز دادخواه
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمان استور
  • صفحات
    2022
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 18 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانسرا " میباشد.