رمانسرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمانسرا
دانلود رمان اسیر شیطان pdf از مترجم لینداس

دانلود رمان اسیر شیطان pdf از مترجم لینداس 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه، دارک، بزرگسال، خارجی

خلاصه رمان اسیر شیطان

می‌دانم چرا همه دولین وینزر را شیطان می‌نامند. قسم مالکیت من را خورده بود. وقتی بادهای بد برای خانواده‌ام وزید، پاکت سیاه و امضای او رسید. او بازگشته؛ همان صورت فرشته‌وار و قلب شیطانی، همان کسی که روزگاری مرا نابود کرد. حالا نجات خانواده‌ام در گرو امضایی در کنار نام اوست. هیچ راه فراری ندارم. من مال او شده‌ام: اسیر، زندانی، یک دارایی. هر دستوری دهد، اطاعت می‌کنم… مگر اینکه بتوانم در برابر اعتراف تا مرگ مقاومت کنم. و در اعماق وجودم، بی‌تابوانه منتظر ادعای او هستم …

قسمتی از رمان اسیر شیطان

_اون‌ها اونو به چی متهم می‌کنن؟ _پول شویی. ریموند به سختی آب دهانش را قورت داد. _برای تامین مالی تروریسم داخلی. _چی!؟ دهنم باز شد. _اون هرگز این کار رو نمی ‌کنه! شرکت کابوت با وزارت دفاع قرارداد داره! _به همین دلیله که آن‌ها اونو به خیانت متهم می‌کنند. سریع به زمین نگاه کرد. _اون‌ها دارایی‌های اون رو مصادره می‌کنن. ریموند به آرامی سرش را بلند کرد. _حساب‌های بانکی مسدود شدن و ماموران با حکم بازرسی میان. من به اون‌ها التماس کردم که صبر کنن اما انا فقط برای احترام به من، زمانی که در راه بودن، اطلاع دادن که قراره بیان تا پدرتون رو دستگیر کنن. در ساعات بعد، فقط املاک کابوت مورد جستجو قرار نگرفت، بلکه غارت شد. تمام وسایل الکترونیکی خانه از جمله لپ تاپ شخصی و تلفن همراه من را بردند. هر چیزی که می‌توانست توسط پدرم استفاده شود مشمول حکم بود. تنها کاری که می‌توانستم بکنم این بود که وسط اتاق نشیمن بنشینم و تماشا کنم که ماموران جستجوی خود را تکمیل می‌کنند و

خاطراتم را مثل زباله‌ها دور می‌اندازند. آن‌ها حتی عکس مادرم را از روی دیوار کوبیدند و وقتی دیدم یکی از ماموران روی آن قدم گذاشت، نزدیک بود خودم را گم کنم. _کاری نکن… ریموند سرش را به عقب و جلو تکان داد. _اگه به هر طریقی دخالت کنی، یک جفت دستبند هم به تو خواهند زد. _من نمی‌فهمم. اشک‌های تازه شروع به سرازیر شدن روی صورتم کردند. _چطور این اتفاق افتاد؟ پدر من همیشه کارها رو به روش درست انجام داده؛ این غیرممکنه.  _کاش می‌دونستم. ریموند آهی کشید. _آن‌ها ادعا می‌کنند که شواهدی در اختیار دارند و اگر معتقد نبودند که او گناهکاره، اینقدر شرور رفتار نمی‌کردند. _من سال‌ها هوگو کابوت رو می‌شناسم! آقای هاثورن هنگام صحبت دندان‌هایش را به هم فشار داد. _اون یک‌رنگ‌ترین فرد جهانه. ریموند دوباره آهی کشید. _کسی اینطور فکر نمی‌کنه… خبر بد بیشتری هم دارم؛ آن‌ها در حال تصرف عمارت کابوت هستند. _معنی اون چیه؟ اشکم را پاک کردم و گیج نگاهش کردم. _شما یک هفته فرصت دارید

تا ملک رو تخلیه کنید. به ماریا و هنری نگاه کرد. _این برای خدمه نیز صدق می‌کنه. _اوه خدای من. فکم می‌لرزید و متوجه شدم که هق هق‌های بیشتری درونم باقی مانده است. _اون‌ها منو از خونه‌ام بیرون می‌کنند؟ _وقتی میری نمی‌تونی چیزی رو ببری، جز لباس‌هایی که به تنت هست؛ خودت رو خوش شانس بدون که حتی به تو اجازه می‌دهند آن‌ها رو نگه داری. ریموند خم شد. _این یه مزخرف جدیه. اگه بتونند اونو به خیانت متهم کنند، پس… _حبس ابد. آقای هاثورن نفسش را به تندی بیرون داد. _من باید برم. _چی؟ به او نگاه کردم. _متاسفم… من… او به اشتباه به حرف‌هایش افتاد. _متاسفم. _آره، من هم باید برم. آنی روی پاهایش ایستاد. _مادرم این رو در اخبار دید و از ارسال پیامک به من دست نمی‌کشه. من نگاه کردم که آقای هاثورن رفت و آنی به دنبال او از در بیرون رفت. احساس می‌کردم در ساعتی که بیشترین نیازم را داشتم، مرا رها می‌کردند اما فهمیدم چرا. یک بار ریموند توضیح داد که هر کسی که با پدرم تجارت کرده است …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
می‌دانم چرا همه دولین وینزر را شیطان می‌نامند. قسم مالکیت من را خورده بود. وقتی بادهای بد برای خانواده‌ام وزید، پاکت سیاه و امضای او رسید. او بازگشته؛ همان صورت فرشته‌وار و قلب شیطانی، همان کسی که روزگاری مرا نابود کرد. حالا نجات خانواده‌ام در گرو امضایی در کنار نام اوست. هیچ راه فراری ندارم. من مال او شده‌ام: اسیر، زندانی، یک دارایی. هر دستوری دهد، اطاعت می‌کنم... مگر اینکه بتوانم در برابر اعتراف تا مرگ مقاومت کنم. و در اعماق وجودم، بی‌تابوانه منتظر ادعای او هستم ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    اسیر شیطان
  • ژانر
    عاشقانه، دارک، بزرگسال، خارجی
  • ملیت
    خارجی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    348
خرید کتاب
35,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 640 بازدید
  • 35,000 تومان
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانسرا " میباشد.