رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان مرد نامرئی من

دسترسی به رمان مرد نامرئی من اثر رویا نیکپور دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

پرهام، بدون هیچ رحم و مروتی با احساسات دختران بازی می‌کند، و وقتی به دام عشق او گرفتار شدند شروع می‌کند به اخاذی از دختران بیچاره ای که طعمه او شده‌اند و …

نمونه ای از نثر رمان مرد نامرئی من

چرا پای من به این ماجرا باز شد؟ چرا خودمو توی کثافتکاریای شاهین شرکت دادم؟ تقصیر خودم بود. ولی نه تقصیر من نبود تقصیر اون بود. اونی که هر لحظه نفرتم ازش بیشتر و بیشتر میشه. کلی فکرای مختلف تو ذهنم رژه می‌رفتن کلی سوالای مختلف داشتن مخمو می‌خوردن ولی جوابی واسه هیچکدوم نداشتم. ماشین رو پارک کردم و پیاده شدم. شاهین جلوی در وایساده بود. رفتم و بی تفاوت در رو باز کردم و خودم بی توجه به شاهین رفتم داخل. معلوم بود تعجب کرده از این کارم، به درک. با قدم‌های استوار به داخل خونه گام برداشتم. پشت سر من اومد داخل و باهام سوار آسانسور شد. جوری بی تفاوت به در و دیوار

نگاه می‌کردم انگار شاهین غریبه هست و منم نمی‌شناسمش. از دستش عصبانی بودم ولی دلیلشو نمی‌دونستم‌. از آسانسور پیاده شدم و در آپارتمان و باز کردم و رفتم داخل شاهینم پشت سرم اومد. رو مبل نشستم و تلوزیون رو روشن کردم. شاهین با حرص گفت: –نمی‌خوای چیزی ازم بپرسی؟ -آره. اینکه چرا اینجا جا خوش کردی دقیقا؟ با اخم گفت: نه این سوالو. با پوزخندی آشکار گفتم: پس درباره‌ی چی؟ –مثلا درباره این دختره تارا. -بالاخره من نفهمیدم تارا هست یا آتارا. –آتارا هست ولی همه تارا صداش می‌کنن. -خیلی خب چکارش کنم؟ –مهمونی الاناست که شروع بشه‌ها! -ولی من خوش ندارم الان برم!!! –تو چت شده پرهام؟!

-بس کن شاهین از وقتی اومدی داری به من گیر میدی. دستمو تهدید وار جلوش تکون دادم و گفتم: بخوای بازم به پر و پام بپیچی بدبختت می‌کنم می‌دونی که می‌تونم پس مثل بچه‌ی آدم بشین و دهنتو ببند. معلوم بود ترسیده و فقط سرشو تکون داد. نفس عمیقی کشیدم و به تی وی زل زدم، داشت یه فیلم مسخره به اسم پریا نشون می‌داد. لعنتی از همتون بیزارم… آتارا: بی توجه به شایان که داشت خودشو می‌کشت که پاشو آماده شو بریم، داشتم فیلم پریا رو نگاه می‌کردم. خیلی فیلم جالب و قشنگی بود. شایان با حرص گفت: خانم صلاحی نمی‌خواید گمشید بیاید بریم؟ با خنده از حرصی که می‌خورد گفتم: نه خیر نمی‌خوام من تا …

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان مرد نامرئی من

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 41 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.