دانلود رمان زیبای گمشده pdf مترجم کیمیا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
والنتینا از من متنفره. این جلوی منو از دزدیدن و نگه داشتنش برای خودم نمیگیره. وقتی نوجوون بودیم اونو به خونه من اوردن. اونو در ازای پرداخت بدهی به پدرم فروختن. اون تنها روشنایی دنیای تاریک و جنایی من شد و من نمیتونستم عاشقش نباشم. حالا زندگی ده سال ما رو از هم جدا کرده و من اسم خودمو به عنوان بدنام ترین و سادیسمی ترین پادشاه مواد مخدر ساحل غربی ثبت کردم. برام مهم نیست که ازم متنفر باشه. بالاخره انقدر قدرتمند شدم که والنتینا رو برای خودم نگه دارم و هیچ کس نمیتونه مانعم بشه. هرکسی که بخواد اونو از من بگیره میکشم ...
ده سال پیش دقیقا با همین حالت بهم نگاه میکرد. زمانی که لباس سفید تنم بود و برخلاف میلم بزور به محراب میبردنم اون موقع فقط شونزده سالم بود. اما برای هوگو مسئله ای نبود که با یه بچه ازدواج کنه. اون انقدر منتظر فرصتش با من بود که اهمیتی نمیداد. و ویسنته به عنوان سرپرستم منو به دوستش بخشید. در عوض سال ها وفاداریش نسبت به خودش منو بهش هدیه کرد به سختی توی چهرهی کریح و حال بهم زنشون نگاه میکردم. هر جوری بود چونه مو بالا
دادم و خودمو صاف کردم نمیتونستم اجازه بدم کسی توی کلیسا متوجه بشه که خاطرات ترسناک شب عروسیم توی ذهنمه. هوگو از ترس من خوشحال میشد اما از طرفی انتظار داشت توی انظار عمومی چهره همسر کامل و دوست داشتنی رو حفظ کنم. اون ممکنه خپل و کوتوله باشه اما شکم گردش از قدرتش کم نمیکرد موهای نازک سیاه و گونه های قرمزش سن و سالشو نشون میداد اما گذر زمان باعث شکسته شدنش نشده بود. اون به اندازه روز اولی که دیدمش زمانیکه چهارده
ساله بودم ظالم بود. لبخند زیبایی به صورتم چسبوندم و با چشمای شوهرم ملاقات کردم برای کسی که از بیرون نگاه میکرد به نظر میومد به یاد شادی کاذب عروسی خودمون با عشق نگاش میکنم. وحشت محسوس کامیلا باعث شد خاطرات تاریکی که به اعماق ذهنم سپرده بودم جلوی چشمم تداعی بشه. قبل اینکه عق بزنم کنارشون زدم. مزهی تند آهن روی زبونم نشست و فهمیدم که گونمو داخل گاز میگرفتم. مراسم تیره و تار گذشت. نفس های عمیقی گرفتم تا جلوی …