دانلود رمان خوب ترین حادثه pdf از زینب پیش بهار برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
خزر در تدارک مراسم عروسی با نامزدش پدرام است. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه درست چند روز مانده به مراسم عروسی، جسد افرا، خواهر فراری خزر، توسط پلیس پیدا میشود و مراسم عروسی به هم میخورد. با یافتن یک عکس در اینستاگرام خزر در پی گذشتهی تاریک خواهرش افرا راهی امارات میشود تا راز قتل خواهرش را بفهمدو این تازه شروع ماجراست. زیرا پای پدرام به عنوان …
با سوزش دستم، پلک هایم میلرزند اما توان باز کردن چشمهایم را ندارم دستم بین دستی فشرده میشود: خزر جان! صدای گیتا را تشخیص میدهم و صدای دیگری که می گوید: نگران نباشین خانم دکتر چیزی نیست. نمیدانم صدای کیست. -صابر!! سعی میکنم تمرکز کنم دومی صدای دکتر ماهان است. -تقصیر من ننداز فرزین مگه دکتر یاور نگفت، خانما هوس شب
گردی نکنن! گیتا شاکی میگوید: شب گردی چیه جناب یحیوی؟!… خزر آنتن نداشت رفت گوشیش و جواب بده. دست گیتا را فشار میدهم و او میگوید: جونم خزر؟ -من خوبم… -فشارت خیلی پایینه! به زور چشم باز میکنم همه جا را تار میبینم چند بار پلک میزنم و گیتا که شفاف میشود میگویم: بگو برن بیرون. سر می چرخانم سمت دیوار دستم بین دست مردانه ای
قرار میگیرد و قبل از اینکه واکنشی نشان بدهم، میشنوم: من اگه کشف کنم خانما چرا در هر حالتی زبونشون خوب کار میکنه، یکی از ابهامات مهم بشریت رو جواب دادم. گیتا غر میزند: دستتون درد نکنه آقای دکتر! ماهان هشدار میدهد:صابر! -هیس!.. ساکت باش دکتر ماهان این خانم فشارش پایینه روبه موته. بازم… آخ!… بی رمق سر میچرخانم دست ماهان جایی بین …