دانلود رمان دشمن عزیز pdf از کریستن کالیهان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دلیله بیکر و میکن سینت از هم متنفر بودن. میکن زیبا بود اما دلیله اینو میدونست که اون برخلاف اسمش خود شیطانه. این که اون با خواهر کمی شرور دلیله یعنی سامانتا قرار گذاشته بود هم چیز عجیبی نبود. وقتی اون دوتا از هم جدا شدن رویای دلیله به حقیقت پیوست: اون دیگه مجبور نبود میکن رو ببینه. تا این که ده سال بعد تو یک روز عادی دشمن قدیمی دلیله بهش تکست میده…
تموم شب رو دنبالش گشت. سم هنوزم گمشده بود؛ به جوری که انگار هرگز وجود نداشته. این به استعداده، حقیقتا هست. اون توانایی خاصی برای دست کشیدن از زندگی داره. دوست دارم بگم که این یه چیز جدید یا غافلگیرکننده ست ولی نیست. خواهر من تو دنیایی زندگی میکنه که خودش مرکز همه چیزه و دیگران هم خیلی راحت توی مدار اون میچرخن. اون اغلب منو رها میکنه تا گندکاریاشو تمیز کنم یا تقصیرا رو
بندازه گردن من. تا جایی که یادم میاد من همیشه مشغول اینکار بودم. حتی وقتی بچه بودیم هم مادر و پدرم معتقد بودن من اونیم که عقل کلم و باید سمی رو از اشتباه کردن دور نگه دارم ترک عادت موجب مرض است. در حال قدم زدن تو آشپزخونه آفتابیم هستم اما انگشتام سرد و نمناکن و معدهم به قدری ترش کرده که حتی بیسکوییتای نرم و تپل لیموییم که یه ساعت پیش در تلاش برای از بین بردن
استرسم پخته بودم هم تحریکم نمیکنن و من میدونم که اونا لذیذن. اما به جای خوردن چیزی گوشیمو برمیدارم. دوست ندارم اینکار رو کنم اما بالاخره میکنم من همیشه دلم می خواست والدینم مخصوصا مادر رو خوشحال کنم. کاری کنم به اینکه یه دختری مثل من داره افتخار کنه.این اصلا منطقی نیست. متنفرم از اینکه ناامیدش کنم. وقتی صدای بوق خوردن تلفن رو میشنوم عرق سردی روی پشتم میریزه …