دانلود رمان بوسه بر گیسوی یار pdf از شیرین نور نژاد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دو همسایه با دو دنیا و عقیده متفاوت! یه دختر قرتی و با کلاس که زندگیش نظم خاصی داره. و یک پسر لات و ناخلف که کفتربازی یکی از تفریحاتشه. اما هردو به یه چیزی عقیده دارن. اونم اینکه میتونن اون یکی رو به زانو دربیارن!! و از اون خونه که حق خودشون میدونن فراری بدن. سر کینه و لجبازی با هم ازدواج میکنن. هیچکدوم قصد کوتاه اومدن ندارن و هر راهی رو میرن تا اون یکی کم بیاره. اما در آخر به جایی میرسه …
از شیشهی ترک برداشته در تراس به بیرون خیره آن شب با تمام وحشتناک بودنش از جلوی چشمم میگذرد حماقتی بزرگ تر از اینکه بعد از آن تجربه میشوم. دوباره همینجا هستم؟ حماقتی که از آن راضی ام! راستش… دلتنگ این خانه و این تراس پرگل و گلدانم بودم. در را باز میکنم و باد سرد پاییزی به صورتم میخورد. لرزی از بدنم میگذرد. به خاطر سرماست یا هیجان؟ چرا هم قلبم میریزد هم نیشم باز است؟
بزاق گلویم را پایین میدهم تا هیجان فوران کرده فروکش کند قدم داخل تراس میگذارم. دست روی حصار میگذارم و به پایین نگاه میکنم. از اینجا آویزان شدم و… اگر می افتادم کتلت نمیشدم؟! نمی گذاشت… یعنی این کار را نمی کرد و قصدش فقط ترساندنم بود. آن هم آدمی که موی دختری را آتش زده و پای دختری را شکسته و بینی دختری را ترکانده و موش به جان دختر دیگری انداخته است!! بهت زده از دست
خودم میخندم او دیوانه و وحشی و بیرحم است،درست.. من چرا خوشم می آید از اینکه در همسایگی این آدم باشم و در خطر؟! خدا شفام نمیده چرا؟! حیف نیست؟ از ترس یک متر درجا میپرم و جیغ کوتاهی میکشم برمیگردم و میبینم که درست پشت سرم است! یعنی در فاصله یک قدمی ام، در تراس خانه من.. آیا این مرد جن است؟! دوباره جیغ میزنم. تشر میزند: چته هی جیغ میزنی! لب هایم یک لحظه روی هم کیپ می شوند …