دانلود رمان دختر دایی پروین pdf از علی محمد افغانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
“این داستان سرگذشت پسری است که خود راوی آن است. او ضمن بیان خاطراتش، داستان را این گونه آغاز میکند: من در کرمانشاه با پدر و مادرم زندگی میکردم. آن ها همواره مرا تشویق میکردند که خوب درس بخوانم تادر آینده فرد مفید باشم. خانه ما بزرگ بود، طوری که تعدادی از اتاقهای آن را اجاره داده بودیم. عبدل و مملی دو پسر عمو بودند که با پدر و مادرشان در منزل ما زندگی میکردند. آنها نیازمند بودند و از دستورهای من همچون اوامر ارباب اطاعت میکردند…
کدام آدم بی عاطفه و پوچی است که نخواهد، یعنی دوست نداشته باشد خویش سفر کرده ای را بعد از یک دوره طولانی غیبت ببیند و ساعتی از وقت خود را به هم صحبتی با او بگذراند. هر چند این خویش سفر کرده موجود کم عقل نارس یا حتی دیوانه ای باشد شما را ببینید و بدانید چه تغییری در حالش پدید آمده و گذشت زمان با او چه کرده است. حال آنکه رضا چنان که دوستان من می گفتند و خودم هم میدیدم
حالش واقعاً خوب بود با یک جوان شانزده هفده ساله معمولی هیچ فرقی نداشت. سنجیده و عاقل پخته و با کمال، از هرکدام ما سه نفر چیزی افزون داشت که کم نداشت جز اینکه ما سه نفر هیچکدام چندان رشد محسوسی نکرده بودیم حال آنکه او نردبان گذاشته بود تا برای چیدن ستاره ها به آسمان برود. هر چه از او می پرسیدیم جواب میداد. و نگاههای هوشیارانه اش روی گذرندگان خیابان یا هر چیزی
که میدید دلیل روشنی بود که ناراحتی های گذشته او به کلی وجودش را ترک کرده یا به قول راست و دروغ دعانویسان پول پرست جن از قالب تنش به دعای آنها بیرون رفته است. معقول مثل همه ما به راه زندگی سالم افتاده، و بد یا خوب کسبی هم در پیش گرفته بود. یادم می آمد سه سال پیش در یک چنین فصلی، یا شاید کمی زودتر، اولین شبی که همراه مادرش دختر دائی پروین، از شیراز به کرمانشاه وارد شده و…