دانلود رمان آنگاه که عشق می میرد pdf از دانیل استیل برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
هر پدیده ای در عالم برای منظوری و هدفی پدید آمده است و این پدیده ها زمانی پدیدار میگردند که بتوانند ارزش و اهمیت خودشان را به منصه ظهور برسانند. انسان نیز یکی از پدیده ها و مخلوقاتی است که تحت همین ضابطه و قانون قرار دارد آدمی که از جانب خداوند اشرف مخلوقات نام گرفته و ارزش والای آن در طی طریق صحیح و مثبت به ثبوت می رسد….
«آندراس» به عنوان مدیر شرکت خود در لوس آنجلس شروع به کار کرد. روز افتتاح فروشگاه و دفتر نمایندگی شرکت بسیاری از بزرگان شهر نیز دعوت شده بودند. آن روز «آندراس» بهترین و با شکوه ترین روز عمرش را مشاهده می کرد. با اینکه غرق در شادی و سرور بود ولی هنوز جای دوستش «رابرت» را خالی می دید. زمانی که وارد محوطه شرکت شد، تمام زیبایی و شکوه آن را احساس کرد. زنان و مردان با لباس های فاخر و دسته های گل
حضور یافته بودند. در مقابل درب ورودی که سکویی متصل به پلکان وجود داشت، در دو طرفش محل گلکاری دیده میشد که در برابر آن محل ها دو عدد مجسمه شیر نهاده شده بودند. نوار زیبا و رنگارنگی را که به دو طرف متصل بود، بایستی «آندراس» پاره می کرد. در کنار «آندراس» معاون اول هیئت مدیره شرکت قرار داشت آن دو به آرامی جلو رفتند و در حالی که دختر زیبایی با پیراهنی تنگ و زرق و برق دار، سینی در دست جلو می آمد
«آندراس» با مشاهده وی مفتون شد آن دختر گیسوان طلایی بسیار درازی داشت و چشمان آبی رنگش رنگ سفید چهره اش را چون پریان متجلی می ساخت. با اینکه «آندراس» قیچی را از روی سینی بر می داشت ولی نگاهش متوجه آن دختر زیبارو بود یک مرتبه نگاهشان در هم آمیخت. «آندراس» احساس کرد که قلبش فرو ریخت و لحظه ای درنگ کرد برای اینکه خودش را نبازد تبسمی کرد و آن دختر نیز در پاسخ محبت و خنده او تبسمی شیرین و….