دانلود رمان ازدواجی زیبا (جلد چهارم مجموعه فاجعه زیبا) pdf از جیمی مک گوایر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تا به حال خواسته اید که بیشتر در زندگی شخصیت مورد علاقه تان فرو بروید؟ در این کتاب به گذشته می رویم و بیشتر با زندگی تراویس مددوکس، قهرمان سرکش داستان آشنا می شوید… در این کتاب شخصیت های آشنای کتاب های قبل را بیشتر می شناسیم. همانطور که می دانید اَبی در کتاب قبل خیلی ناگهانی با تراویس ازدواج می کند و جزییات این ازدواج مخفی نگه داشته می شود، اما در این کتاب جزییات باز می شوند و به سفری پر احساس با شخصیت های داستان می رویم…
لعنت، اون ها هنوز داشتن جسدها رو بیرون می کشیدن، و من طوری رفتار می کردم که انگار این برام مزاحمت ایجاد کرده. والدینی اون بیرون بودن که تصور نمی کردن هرگز دوباره بچه هاشون رو ببینن. اون افکار خودخواهانه به گناه و گناه هم به دروغ منجر شد. هرجور فکر کنی، یه معجزه محض بود که درست همین حالا می خواستیم ازدواج کنیم. ولی نمی خواستم ابی فکر کنه من چیزی جز یه سوپر ابزار کوفتی برای ازدواج کردن نیستم.
اگه می دونست (چقدر در این مورد مشتاقم)، بد تعبیر می کرد و بعدش نظرش رو تغییر می داد پس روی اون و کاری که داشتیم می کردیم، تمرکز کردم. می خواستم تا جایی که می تونم، خیلی طبیعی، یه داماد فوق العاده هیجان زده باشم، چون اون لایق کمتر از این نبود. اولین باری نبود که تظاهر می کردم از چیزی که نمی تونم از سرم بیرونش کنم، نمی ترسم. مدرک زنده اش کنارم چمباتمه زده بود. روی صفحه نمایش تلویزیون، زن سرگروه خبرگذاری،
بیرون کیتون هال ایستاده بود، با یه اخم عمیق بین ابروهاش، میکروفون رو با هر دو دستش گرفته بود و داشت می گفت: “خانواده های قربانی ها چی میخوان بپرسن: مقصر کیه؟… بازم برمیگردم، کنت (kent). ناگهان دل آشوبه ام رنگ حقیقت گرفت. خیلی ها مرده بودن و البته که اون ها قصد داشتن یه نفر رو متهم کنن. تقصیر آدام بود؟ به زندان میرفت؟ من مقصر بودم؟ ابی رو کنار کشیدم و موهاش رو بوسیدم. زنی پشت میز یه میکروفون برداشت و….