دانلود رمان دریای هیولاها (جلد دوم) pdf از ریک ریوردن برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
درخت کاج (تالیا دختر زئوس) به وسیله سم بیمار شده. حالا سپر حفاظتی اردوگاه که مانع ورود هیولاها می شود نیز در حال از بین رفتن است. تنها راه درمان درخت استفاده از پشم زرین است، اما…
آنابت در کوچه پایین خیابان چرچ منتظر ما ایستاده بود. وقتی یک کامیون آتشنشانی آژیرکشان از کنارمان رد شد و به طرف مدرسه مری ودر رفت، آنابت، من و تایسون را توی پیاده رو کشید. او در حالی که به تایسون اشاره می کرد، پرسید: « این رو دیگه از کجا پیدا کردی؟ » حالا، به نوعی دیگر، از دیدن او واقعاً خوشحال بودم. ما تابستان گذشته با هم صلح کرده بودیم، با وجود این که مادر او آتنا بود و با پدر من کنار نمی آمد. دلم بیشتر از آنچه که
بخواهم قبول کنم، برای آنابت تنگ شده بود. ولی من همین چند دقیقه پیش توسط چند هیولای آدمخوار مورد حمله قرار گرفته بودم. تایسون سه یا چهار بار جان من را نجات داده بود و تنها کاری که آنابت می توانست بکند، این بود که طوری به او زل بزند که انگار مشکل اصلی اوست. به او گفتم: « تایسون دوست منه ». -اون بی خانمانه؟ – این موضوع چه ربطی داره به مشکل ما؟ میدونی، اون میتونه صدات رو بشنوه. چرا از خودش نمیپرسی؟
آنابت متعجب به نظر میرسید: «اون میتونه حرف بزنه؟» تایسون تایید کرد. – من حرف می زنم تو خیلی خوشگلی. آنابت از او دور شد . -اه چندش! نمی توانستم باور کنم که او آن قدر بی ادبانه رفتار می کند. من دست ان تایسون را معاینه کردم، که تقریباً مطمئن بودم به خاطر توپ های شعله ور جهنده باید حسابی تاول زده باشند، ولی سالم بودند-کثیف و پر از جای زخم، با ناخن های چرکی به سایز چیپس سیب زمینی که البته همیشه هم همین ریختی بودند…