رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان دستان از فرشته تات شهدوست

دانلود رمان دستان pdf از فرشته تات شهدوست برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا می‌زنند. دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده‌ی بزرگترین دشمنش می‌شود چشم روی آبروی خود می‌بندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می‌ایستد. به ظاهر همه چیز با یک معامله شروع می‌شود. این در حالی است که جانای زخم خورده از تقدیر گمان می‌کند دستان دشمن اوست و محض انتقام آمده… اما دستان برای اینکه حامی این دختر باشد ناچار است آبرویش را گرو بگذارد …

خلاصه رمان دستان

دستان در را با آرنج بست و جانا را رو به جلو هل داد… در همین فاصله کلید را تو قفل در چرخاند جای زخمش بدجوری درد می‌کرد و دل می‌زد وقتی کلید را با دستی مرتعش داخل جیب شلوارش می‌چپاند. جانا با خشم به او زل زده بود قبل از اینکه دَستان برگردد با غیظ دستش را جلو برد و موهای او را محکم کشید دَستان روی موهایش حساس بود… خم شد و مچ هر دو دست جانا را چسبید و بی نفس گفت: ول کن مو رو دختره‌ی وحشی.. ول کن بهت میگم میزنم ناکارت می‌کنما دختر ول کن مو رو… -بعد از اون گندی که زدی با چه رویی

میآی این جا؟ چرا برگشتی؟ موهایش را به هر سختی بود از چنگ جانا آزاد کرد، او را محکم سمت خودش کشید و زیر گوشش نفس نفس زد: قسمتو می‌بینی؟ تو اینجا من اینجا… -خفه شو… -به خاطر تو خفه هم میشم. -ولم کن دستان… گمشو.. -دیوونه بازی در نیار.. بذار حرف بزنیم. -دیوونه هفت جدوآبا… دستان به چشمان او براق شد و میان حرفش رفت: اومدم مثل آدم حرف بزنیم، پس آدم باش. خب؟ -نفس جانا حریص و آشوبگر بالا آمد و غیظ کرد: گفتم.. گمشو.. بیرون… -زبون منو می‌فهمی؟ میگم می‌خوام باهات حرف بزنم… آروم

باش. -زبون حیوونایی مثل تو رو نه، نمی‌فهمم. گورتو گم ک.. -آه بسه دیگه! به دنبال این حرف جانا را هل دادو او کف اتاق افتاد با تعجب به دستان نگاه می‌کردو آب دهانش را می‌بلعید دستان با چهره‌ای خیس از عرق و چشمان به رنگ خون مقابل او ایستاده بود. -دو دقیقه.. محض رضای خدا دو دقیقه هیچ کاری نکن تا حرفامو بزنم، جیغ جیغ نکن.. باشه؟ جانا آرنجش که به فرش کشیده شده بود را می‌مالید و با اخم می‌گفت: چی میخوای از جونم چرا نمیری؟ دستان نگاهش را روی جانا حرکت داد و به نگاه متمرد او رسید. پوزخند زد: هنوز مونده …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا می‌زنند. دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده‌ی بزرگترین دشمنش می‌شود چشم روی آبروی خود می‌بندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می‌ایستد. به ظاهر همه چیز با یک معامله شروع می‌شود. این در حالی است که جانای زخم خورده از تقدیر گمان می‌کند دستان دشمن اوست و محض انتقام آمده... اما دستان برای اینکه حامی این دختر باشد ناچار است آبرویش را گرو بگذارد ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دستان
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    فرشته تات شهدوست
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    1282
خرید کتاب
27,400 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 4,582 بازدید
  • 27,400 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.