دانلود رمان اگر خودش نخواهد pdf از وفا قدیمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
با امیدواری نگاهش می کنم. اگر در آغوشم بکشد، این حال بد چند ماهه ام تمام می شود. غم هایم تمام می شوند، اشک هایم ته می کشند. آخ اگر گرمای آغوش مردانه اش را به من باز گرداند، وجودم آرام می شود. کاش آغوشش را برایم باز کند…
این وضع تا کی ادامه دارد؟ چند ماه دیگر باید بگذرد تا هوای سنگین مرگ از خانه ام برود؟ من محتاج محبت و توجه شده ام و او از همیشه بی حس تراست. شب بی آنکه نگاه والا گرمم کند، سپری می شود. صبح بی آنکه صدای والا بیدارم کند، می رسد. ظهر هم بی آنکه در آغوشم بگیرد، می گذرد و بعد از ظهر که می شود، جـانم در می رود برای شنیدن صدایش، گرمای نگاهش و آغوش مردانه اش. کاش زود تر به خانه بیاید. میان دفتر دستک هایم،
دفترچه ی نکات آشپزی را پیدا می کنم. راضی کردن خودم برای رفتن سراغ چنین دفترچه ای، کار سختی است. راحت نیست که بر حرف هایش، بی توجهی هایش و دوست نداشتن هایش سرپوش گذاشته و برای به دست آوردن دلش، غذایی را از روی دفترچه ی مادرش درست کنم قبل از آمدن این تقـدیر نحس، همـین مـرگ لعنتی نـا به جا، ایـن مـن بودم کـه ناز می کردم، قهر می کردم ، توجه نمی کردم؛ اما حالا، نبود مادرش، جاهایمان را
عوض کرده است. قهر می کند، توجه نمی کند، نگاهم نمی کند. جانم را می گیرد. دفترچه را به آشپزخانه می برم. عقاب خیالم، به سمت و سوی گذشته می رود و خود من در حال، آشپزی می کنم. میز را می چینم و به خودم می رسم. دستم سمت شیشه ی عطر نمی رود. دلم نمی خواهد باز هم بگوید بوی مادرش بهتر است . موهایم را می بافم و بالای سرم جمع می کنم . به خودم خیـره مـی شـوم. قبل از ازدواج ، از آن دختر های به روز بودم…