رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان مرز عاشقی از ناشناس

دانلود رمان مرز عاشقی pdf از ناشناس برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

داستان راجع به پسری سنگدل است. پسری که واسه یه شب هیجان دست به هرکاری میزنه حتی به قیمت جونش! پسری به نام کارِن! دختری مغرور، لجباز و خودخواه، دختری عاشق خانواده وموقعیت مالی… دختری به نام دایانا! کارن ودایانا سرراه هم قرار میگیرن، غافل از اینکه…

خلاصه رمان مرز عاشقی

وقتی برگشتم خونه هوا تاریک شده بود، اکبر در رو واسم بازکرد، وارد خونه که شدم باقیافه برزخی بابا مواجه شدم! از دستش عصبی بودم، هنوزم اونو مقصر مرگ مادرم میدونستم، با اینکه میدونم مادرم افسردگی داشت اما بازهم نمیخوام باورکنم که بابا نقشی تو افسردگیش نداشته، آره مسخره است بعداز 7سال هنوزم دلخورباشم، سه روز پیش هفتمین سالگرد فوت مادرم بود، وقتی سالروزش میرسه داغون میشم، از همه متنفرمیشم، از بابا،

از خودم، از این خونه، از تموم دنیا، خواستم بابارو بی محلش کنم و برم توی اتاقم که باصدای بلند و عصبی بهم توپید؛ مثل گاو سرتو ننداز پایین! بیا اینجا کارت دارم! دندون قروچه ای کردم ورفتم سمتش. دستمو توی جیب شلوارم کردم ومنتظر نگاهش کردم! بابا- توهنوزم منو مقصرمرگ هلما میدونی؟ مسیرنگاهمو عوض کردم و پوزخندی گوشه ی لبم نشست! بابا- وقتی اونجوری پوزخند میزنی دلم میخواد سرتو ازتنت جداکنم!

بااخم زل زدم بهش وعصبی گفتم؛ لابد مثل بقیه سرمو زیرآب کنی؟ آره؟ بازم عصبیش کردم، کاری که همیشه می کردم، عصبی کردن و جری کردنش، نمیدونم میخواستم به چی برسم، فقط میخواستم بدونم وقتی به جنون میرسه بایه دونه بچه اش چیکارمیکنه! بابا چند بار دستشو روی پاهاش کوبید وگفت: گمشو، گمشو ازچشمم، گمشـــــــــــو! پوزخند پرنگ تری زدم وبه اونجارو ترک کردم. اسم من کارنه. کارن کیانفر، پسر اتابک خان کیانفر…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    مرز عاشقی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ناشناس
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    2419
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,356 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.