دانلود رمان در سایه جنون pdf از فاطمه یوسفی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
نازنین دختری از خانوادهای معمولی که طی همکاری با پلیس وادار میشه تا به زندگی پارسا، پسری از خانوادهای ثروتمند و پر رمز و راز وارد بشه، غافل از اینکه تمام این اتفاقات هر چقدر برای نازنین حکم بازی داره برای پارسا جدیه تا جایی که…
حرفی نزدم، دستم را فشرد و ادامه داد: -فقط ازت خواهش میکنم پا پس نکشی چون الان وقتش نیست، میفهمی چی میگم؟! می فهمیدم؟ آره می فهمیدم؛ من فقط زیاد از حد تنها بودم… خیلی وقت ها نمی شود همه مسائل را با پدر یا مادرت درمیان بگذاری، من خواهری نداشتم که به حرف هایم گوش دهد، نیما هم هیچ گاه گزینه مناسبی نبوده چون به جای دلداری همیشه باید از هر چیز کوچک و بزرگ جوک بسازد و مسخره بازی و دربیاورد…
تنها دوست من نگار بود؛ دوستی که از زمان دانشگاه با او آشنا شده بودم و فکر نمی کنم آنقدر صمیمی باشیم برای گفتن رازهایی به هم! میفهمم امیرعلی، کاملا میفهمم و ازت ممنونم، می دونم که هوام رو داری فقط این روزا ذهنم یکم خسته ست و هم که درگیر پرونده های جورواجوری… -آره بهت حق میدم، فرداشب خوبه؟ متعجب گفتم: چی خوبه؟! -بریم بیرون، برام تعریف کنی که چه خبره یا میخوای با مامان اینا بیایم خونتون؟ با بدجنسی اضافه کرد،
– از اون قرمه سبزی دلبرای خاله آذین بخوریم… با شنیدن کلمه قرمه سبزی قیافه ام جمع شد و اخم هایم را در هم کشیدم ، از این حرکتم خندید و چند بار سرش را به تاسف تکان داد… -تو واقعا عجیبی دختر، آخه کی از محبوب ترین غذای ایرانی بدش میاد؟! -خب بد مزست ! چی شد بالاخره؟ میای بیرون یا ما بیایم؟ – با مامان هماهنگ می کنم شما بیاین. -خیلیم عالی، پس برو به کارات برس که امشب حسابی دست پر برگردی خونه، موفق باشی…