دانلود رمان عروس زیبای من pdf از آیسا سادات حسینی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این داستان در مورد دختری زیبا و باهوش به اسم تیارا است که در دوران نوجوانی به آیهان معلم کلاس های کنکورش دل می بازد روزگار می گذرد تا این احساس دو طرفه می شود و قصد ازدواج دارند اما همه چی با دخالت فرید پسر یکی از دوستان پدر تیارا به هم می خورد و باید دید سرنوشت این سه نفر در آخر چگونه رقم می خورد…
شنل و رو سرم انداختم با و خداحافظی از آرایشگاه اومدم بیرون فرید دم در بود طوری که صورتم و نبینه سرم و پایین انداختم و ویز ریز خندیدم، فرید اومد نزدیکم، بدون ھیچ حرفی دستم و گرفت و روش بوسه زد. با خودم گفتم یه: سلام خشک و خالیم بلد نیست یادم باشه بعدا سره این موضوع حالش و بگیرم. در ماشینش و برام باز کرد و سوار شدم، آخرشم کاره خودشو کرده بود،
فراری پسر خالش و برای عروسی گرفته بود، لبخندی به این کارش زدم که خودشم سوار شد. با راه افتادن ماشین ھر لحظه منتظر بودم فرید حرفی بزنه اما چیزی نگفت، سکوتش که طولانی شد کلافه سرم و بلند کردم و نگاھی بهش انداختم. خواستم حرفی بزنم که با دیدن شخص رو به روم حرف تو دھنم ماسید باورم نمیشد.. چطور ممکنه آخه؟! این اینجا چیکار می کنه؟! نه نه نه این غیر ممکنه.
با وحشت به مرد به رو روم خیره شدم، به چشمام شک داشتم و نمی تونستم حضورش و کنارم اونم تو این موقعیت باور کنم. با صدای لرزونی زیر لب گفتم: _آیهان. آیهان با اخمی رو پیشونیش مشغول رانندگی بود و ھیچ توجهی به من نداشت، آب دھنم و قورت دادم و گفتم: _ھیچ معلوم ھست داری چیکار میکنی؟! الان ھمه منتظره منن، مطمئنا تا حالا متوجه غیبتم شدن. منو برگردون آیهان…