دانلود رمان اشتیاق (جلد اول) از هلن هارت pdf از برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بعد از اینکه جید در محراب توسط نامزدش ترک می شه برای آرامش بیشتر به مزرعه بهترین دوستش نقل مکان میکنه اون در آنجا آرامش گرفته ولی… انتظار نداشت که سرنوشت اون رو به سمت برادر ساکت و کم حرف دوستش بفرسته وقتی آن کابویی زرق و برق دار و با شکوه اون رو میبوسه همه شرط هایی که برای خودش ساخته بود نابود میشه و حالا اون دیگه نمیتونه ازش دست بکشه….
بالاخره هواپیما نشست و مردم شروع به بلندشدن و برداشتن بار و بندیلشون از قفسه های داخلی هواپیما کردند .روی صندلی کنار پنجره گیر افتاده بودم و به نظر می رسید، زوج پیری که کنارم نشسته بودند عجله ای برای پیاده شدن نداشتند. بنابراین صبر کردم و دوباره آه کشیدم. زندگیم قطعا دچار انحراف شده بود .انتظار می رفت من و کالین توی این لحظه توی ماه عسلمون باشیم.
اما اون من رو توی محراب ول کرد رفت و اینطوری همه ی برنامه ها تغییر کرد .به طرز عجیبی اونقدر که باید افسرده نبودم. در حقیقت مدتی بود که می دونستم من و کالین از هم جدا میشیم. فقط نمی خواستم این رو به خودم اعتراف کنم. وقتی بالاخره چنین اتفاق آزار دهنده ای برایم افتاد، تسلیم شدم؛ نیاز به تغییر داشتم. مارج که در دنور به عنوان ساقدوش اصلی عروسیم بود،
بعد از این اتفاق به من پیشنهاد داد تا به شیب غربی کلرادو برم و توی مزرعه ی اونها زندگی کنم .می تونستم به عنوان وکیل توی شهر کوچیک اسنو کریک شغل پیدا کنم و اگر نتونستم میشد با گرند جانکشن در ارتباط باشم. پس دیگه چه مرگم بود؟ دنور، تنها جایی که به عنوان خونه از اول زندگیم می شناختم رو ترک کرده بودم و درست از لحظه ای که هواپیما نشست، اینجا توی گرند جانکشن بودم…