دانلود رمان معشوقه رسام (جلد دوم) از سلنا شمس pdf از برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رمان برگفته از پسری هست که نویان یک روز بهش شلیک میکنه و آدم های رسام هیوا رو میدزدن تا به رسام کمک کنه؛ رسام وقتی میفهمه اون دختر”هیوا” خواهر نویان هست اون رو عقد میکنه تا اینکه سر عقد میفهمه هیوا همون….
از ماشین پیاده شدم و شدم و به سمت بیمارستان قدم زدم… ساعت پنج عصر بود و من باید تا فردا صبح تو بیمارستان می موندم… نزدیک در ورودی بیمارستان بودم که با حس کردن دستی روی دهنم خواستم به عقب برگردم ولی نتونستم. جیغ می کشیدم و سعی می کردم خودمو از کسی که منو گرفته خالص کنم ولی زور اون خیلی زیاد بود و دستش روی دهنم مانع بلند شدن صدام بود…
منو به سمت ون سیاه رنگ رنگی کشوند… صدای فریاد نویان رو می شنیدم ولی خیلی دور بود… مرده منو توی ماشین هول داد و خودشم سوار شد و بعدش صدای جیغ لاستیک های ماشین رو شنیدم… دست و دهنمو با چسب بستن و جوری منو خوابوندن تو
ماشین که فقط می تونستم سقف رو ببینم… ماشین با سرعت رانندگی می کرد و اینو از صدای بوق ماشین های دیگه می شد فهمید…
چند دقیقه بعد ماشین ترمز کرد و همون مرده بازوم رو تو دستش گرفت و منو دنبال خودش کشوند… منو به سمت در عمارت بزرگی کشوند و همین که وارد شدیم نگاهم به خدمتکار ها افتاد که با استرس و نگرانی توی سالن ایستاده بودن… مرده منو به سمت طبقه دوم کشوند و در اتاقی رو باز کرد… اول چیزی که به چشمم خورد مردی بود که با صورتی عرق کرده و چشم های بسته روی تخت خوابیده بود…