دانلود رمان آبروی من قربانی هوس pdf از MOONGIRL & مهلا & SAHAR97 برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مردانگی ات ر…ا فقط چند روزفقط برای چند روز به من… قرض بده. خواستارم …تا کمی فقط کمی از حقوق زن بودنم …دفاع کنم. اینجا …کسی به صدای ها نازک و صادق پاسخ… نمیدهد حتی اخم با چهره زنانه هم فایده ندارد. فقط وحشیانه با قانون طبیعت جلومی روند و ادعا می کنند انسان اند… انسان..!! انسانی که از آدم است. نسل من…. ازتبار…. مردمانی هستن که در دیدن پاکی دختران را افتخارمی دانند…. نسل من فریاد مرا جرم می دانند…آه و اشک مرا فیلم می خوانند ومن نیز…باید شبانه روز را به فکرراه حلی برای بی آبرو شدنم …به صبح برسانم…
با صدای در اتاقم بیدار شدم. کسی نبود… آروم توجام نیم خیز شدم. ساعت هشت ونیم بود. امروز نبود من بود برم دادگاه بی حوصله بلندشدم موهام وگیس کردم. ازاتاقم اومدم بیرون طبق معمول مامان داشت باتلفن حرف میزد بی سروصدایه لیوان شیر برداشتم و تا تهش رو خوردم. سریع رفتم تو اتاقم و آماده شدم دوباره شروع کردم به شمارش و زیرلب تکرارکردن ضبط صوت ..خودکار …کارتم برداشتم.
وقتی مطمئن شدم سریع اومدم بیرون. رفتم نزدیک ایستگاه وایسادم ده دقیقه معطل شدم تا بالاخره اومد سوارشدم…می دونستم امروزکارسختی درپیش دارم. خیلی وقت بود داستان خوبی برای مجلمون ننوشته بودم و شاید اخراج می شدم. همین دیشب بود که زهره دوستم گفت یه اتفاق بد پیش اومده برای یکی ازدخترا چون شوهرش تو کلانتری کار می کرد. همیشه خبرای دسته اول وبهم می داد…
ازاین اتفاقا زیاد بود اما کم پیش میومد کسی ماجراش وبرای مجله بگه. همین چندروزپیش بود که 13 تا مرد به یک زن دست درازی کردند. شوهرش هم زنه رو رها می کنه و میره. یعنی زنه چه حالی داشته اون موقع….. بیچاره ازحالا دلم براش می سوزه. یعنی اون دیگه میتونه به زندگیش ادامه بده اونم بعنوان یک همسر یا یک مادر… نشستم رو صندلی نگاهی به کنار دستی هایم کردم دو تا دختر نشسته بودن…