دانلود رمان آخرین فردا pdf از پرنا اسدی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تا کنون بشر نتوانسته عمر دقیق اکثر افراد را تخمین بزند…اما برای حداقل انسان ها زندگی، شمارش معکوس خود را شروع کرده است…سخت است بدانی خیلی ها حسرت همان زندگی را میخورند که تو در تاریکی گذراندی…ای کاش بیشتر قدر زندگی خود را بدانیم…داستان نقل از زبان دختری است که تازه چشم به بیست و سومین بهار زندگی خود گشوده و متوجه میشود عمر زندگیش ارام ارام به پایان تلخ خود نزدیک می شود…
من سوزان کامران فرهستم…فرزند کوچک خانواده ی کامران فر..پدرم، ارسلان کامران فر صاحب بزرگ ترین کارخانه ی ماشین سازی و مادرم، سولماز نیکونام همراه پدر در کارخانه است… برادرم تازه پا به سن بیست و پنج سالگی نهاده و دو سال از من بزرگ تر است…او به همراه پسر عمویمان، سبحان در نمایشگاه اتومبیل مشغول به کار است…
و من… دانشجوی بیوشیمی در دانشگاه هستم…معتبر ترین دانشگاه… بعد از مدت زمان طولانی درس خواندن توانستم در کنکور رتبه ی پنجم را کسب کنم…به همین علت گل سر سبد خانواده ی کامران فر شده ام… برادرم سورن هم همانند من درس خوانده و رتبه ی دوازدهم را کسب نمونده بود…بعد از مدتی در دانشگاه هم نامی درکرده و برو و بیایی راه انداختم…
اما افسوس…خوشی ها هم عمر کوتاهی دارند… داستان من برمیگردد به یک روز نحس… روزی که به دلیل سهل انگاری خود ، تمام زندگی ام را نابود ساختم …