دانلود رمان مانده ام جذبت شوم یا دفعت کنم pdf از asiyeh69 برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختری که همانند اسمش غوغا کرد…..دل کند از صاحب آسمان و زمین…..پا کوبید و لج کرد……از همه چیز گذشت…. به خیالش اوم هم دل میکند از بنده اش….. فراموش کرد به خیال اینکه فراموش شده…. نمی دانست نزدیکتر از رگ گردن به اوست…..وابسته تر از نفس…..غرید…بارید…. تا آرام گیرد… باریدن چشمانش دل یخ زده ای را آرام کرد….عاشق کرد….و باز هم در اخر….خدا بیدار است… .
!error … %۵۰ … %۲۰ … %۱۰ ـ
ـ لعنتی!
دومین لب تاپم هم خورد شد! مرسی اعصاب … از روی تخت پریدم پایین . یه لیوان آب خنک حداقل داغیه آمپرمو کم میکرد!
ـ آخیش … واقعا برای خودم متاسفم … بی اعصابیم داره عود میکنه! باز صدای موبایلم در اومد … این موزیک مخصوص ترنم بود…ملودی پت و مت!
ـ جونم …
ـ غوغا؟
صداش مثه مته میمونه … خاک تو سر سهراب با این دوس دخترش!
ـ هو … چته؟ چه خبرته؟ بابا اون ولوم رو بده پایین، جانباز شدم..
ـ مگه این داداش خل و چل تو میزاره؟ باز گوشیش خاموشه
ـ جون؟ ببینم در همه ی موارد خل و چله دیگه؟ بعدشم مگه من جی پی اس سهرابم؟
ـ نه والا … پسر به این باحالی ندیدم ولی با این کاراش دیوونم میکنه …
ـ عزیزم مگه تو قبلا عاقل بودی؟
ـ غوغا
ـ یامان … چته؟ به خدا گوشم داغون شد …
ـ خو اذیت نکن دیگه
ـ مگه مریضم؟ در ضمن نمی دونم سهراب کجاست. “پایان تماس ” رو لمس کردم … کم اعصابم ریزه اینم قشنگ میره روش! دو تا نفس عمیق کشیدم تا جیغ جیغ های دوس دختر خله خان داداشم رو هضم کنم! به طرف اتاق راه افتادم … وارد اتاق شدم … باز سگ شدم! چشمم به لب تاپ درب و داغونم افتاد.. کلا مانیتورش خورد شده بود .. َاه … لعنتی !