دانلود رمان شایع شده عاشق شده ام pdf از اعظم فهیمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ترانه با یک عشق یک طرفه سعی بر این دارد نوید را به هر طریقی که هست سهم خودش کند، پس به دروغ به همه میگوید صیغه او شده، نوید بخاطر ارثی که به ترانه میرسد قبول میکند اما دلباخته شخص دیگری است و با ترانه یک رابطه هم خونه ای فقط دارد، حالا ۸ سال گذشته و نوید دنبال ترانه ای می گرددکه بخاطر خیانت نوید او را ترک کرده و …
دیدن چمدانش برایم یک معجزه محسوب می شد و لبخند کمرنگی روی لبانم آورد، در را بستم و حین قدم برداشتن سمت ساختمان جواب دادم:
-خب ماشینت اوضاع خوبی نداشت، سپردمش به کسی تا رو به راهش کنه.
انگار از حرفی که زدم متعجب شد، چمدان را دنبال خودش کشید و پشت سرم داخل آمد که گفتم:
-شامو بکشم؟
با خستگی سمت اتاق رفت و گفت:
-چی هست؟
لبخند مرموزی زدم و توضیح دادم:
-گفتی خورشت بامیه بپزم دیگه، یادت رفته؟
با لحن بی حالی جواب داد:
-نه یادم نرفته، ولی من شام خوردم!
چشم بستم و دیگر به این بهانه هایش داشتم عادت می کردم! هیچ نگفتم و به دنبالش سمت اتاق رفتم. چمدان را گوشه ای گذاشته بود و می خواست درش را باز کند که جلو رفتم و دستم را روی دستش گذاشتم.
-من لوازم تو داخل کمد برات می چینم. تو یه دوش بگیر خستگیت در بره، بعد هم بریم شام بخوریم.
از همان فاصله ی نزدیک به چشمانم نگاه کرد و لب باز کرد تا چیزی بگوید، اما انگار فراموشش شد!
نگاهش روی چشمان آرایش شده ام دو دو زد و بعد سمت رنگ موها و ابروهایم که تغییر داده بودم، رفت. خوب که نگاهم کرد آرام گفت:
-گفتم که شام خوردم…