رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان مردی می شناسم ساحل بهنامی (راز-شاهتوت)

دانلود رمان مردی می شناسم pdf از ساحل بهنامی (راز-شاهتوت) برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

مستانه غرقه تو نوجوانیش… مثل تمام دخترهای کره ی خاکی، مرد برای اون یعنی پدرقهرمانش. و چه بهتر که مردی رو انتخاب کنه که شباهت زیادی به پدرش داره و میتونه مثل پدرش قهرمان باشه و در عین حال مرد زندگیش…پایان خوش..

خلاصه رمان مردی می شناسم

-:من دیوونه ی این نگاهت… این چشمات… این برق لباتم مستانه. مستانه تو رو دیوونه وار دوست دارم.
لبخند به لب آورد. با تک تک کلمات مرد پیش رویش، دلش ضعف می رفت. چقدر دوست داشته شدن شیرین بود. چه لذتی داشت. می توانست بر فراز آسمان ها پرواز کند. می توانست بال بگشاید و به اوج آسمان ها برود. حق با فرشته بود، شنیدن این کلمات از زبان یک مرد لذتی وصف ناپذیر داشت. پلک زد. مرد دست پیش برد و دستش را بین انگشتانش کشید. سر نزدیک کرد. می توانست تک تک نفس هایش را احساس کند. می توانست از حرارت وجود مرد بسوزد.

لبهای مرد زیر چانه اش نشست. چشم بست. حرکت لبهای مرد زیر چانه اش را احساس کرد و صدای مرد را که زمزمه زد: من فقط تو رو دوست دارم.
خندید. صدای خنده هایش اوج گرفت. دوست داشته شدن شادش می کرد.
مرد ادامه داد: میخوام با تو باشم.
زندگی برق می زد. همه چیز زیبا بود. در پشت پرده چشمان بسته اش رهایی را احساس می کرد.

گفته بود میخواهد با او باشد. چه لذتی داشت با او بودن. چه شیرین بود با او بودن. می توانست کنار او باشد. در آغوشش باشد!
مرد لب زد: زندگیم…
«جونم» کشداری تحویل مرد داد.
مرد لب زد: عشقم…
«هوم» کشدارش اینبار جایگزین جانم شد.
مرد لب زد: مستانه…
نفس کشید هوای آزاد پیچیده در درختان جنگل را…
اما…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    مردی می شناسم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ساحل بهنامی (راز-شاهتوت)
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    سایت رمانسرا
  • صفحات
    448
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,083 بازدید
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.