دانلود رمان جهنم سرد pdf از ساحل بهنامی (راز-شاهتوت) برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان روایتی از زندگی غزال ریاضی مهر است که مردی همچون بختک بر زندگی اش سایه می افکند… نویسنده این اثر آن را در ژانری اجتماعی و عاشقانه نوشته و محتوای ان مخصوص بزرگسالان است. در ادامه بخش کوتاهی از این رمان را با هم می خوانیم.
وارد ساختمان اداری شدم و به دو نفری که با دیدنم راست ایستاده و لبخندشان را فرو خورده و سلام داده بودند با سر پاسخ مثبت دادم. رفتار کارکنان و کارگرهای کارخانه تغییر کرده بود و من مطمئن بودم این بخاطر خبر به ریاست نشستنم پخش شده بود. دلیلی جز این نمی توانست باعث شود کارگرها با دیدنم راست بایستند و برای سلام دادن پیشی بگیرند. به سمت اتاق پدرجان به راه افتادم. منشی در
برابرم ایستاد: خوش اومدین. اشاره ای به اتاق زدم: هستن؟ – بله بفرمایید منتظرتون هستن. وارد اتاق پدرجان شدم. با دیدنم از جا بلند شد: خوش اومدی. لبخند زدم: ببخشید دیر شد. تماس گرفتین خودم و رسوندم. اشاره ای به مبل ها زد. در حال نشستنم گفت: چند روز گذشته منتظر بودم خودت بیای ولی وقتی دیدم خبری ازت نیست. نگاهم را به زیر دوختم: متاسفم. متعجب گفت: بابت چی؟ به چشمانش زل زدم.
برایم چشمان وحید را تداعی می کردند. چشمان آشنای شوهرم را… شوهری که بدون توجه به خواسته هایم تنهایم گذاشته بود. سر به زیر انداختم: فکر کنم بهتره این کار و قبول نکنم. اخم های پدرجان در هم رفت. لبخند روی لب هایش پر کشید و صندلی اش را جلوتر کشید: چرا؟ بعد از ده سال اولین بار بود می خواستم برای پدرجان از رفتارهای وحید بگویم. نباید می گفتم؟ اما دیگر توانی برای تحمل نداشتم…