دانلود رمان تلما pdf از ساحل بهنامی (راز-شاهتوت) برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تلما دختریست خوش قیافه اما … مشکلی داره … مشکلی که به نظرش مشکل بزرگیست ، تلمای قصمون عاشق میشه . عاشق یه مرد خوشتیپ ، تحصیل کرده و …اما نظر این آقای خوشتیپ نسبت به تلمای قصمون چیه ؟ قراره پایان داستان چه اتفاقی بیفته؟پایان باز…
دوست داشتن و دوست داشته شدن زیباست …اه …برای تصویر پیش روم دهن کجی کردم و کیفم و روی شونه ام جا به جا کردم . کلافه مقنعه سرمه ای رنگم و روی سرم جا به جا و از جلوی اینه کنار رفتم . از اتاق که بیرون اومدم مامان در برابرم ظاهر شد : صبح بخیر … بیا یه چیزی بخور بعد برو … نگاهی به ساعت انداختم . مطمئنا دیرم نمیشد اما اصلا دلم نمی خواست چیزی بخورم . نه تا وقتی که به هدفم برسم .
نالیدم : دیرم میشه مامان
اجازه ندادم مامان حرفی بزنه . به سرعت از خونه بیرون زدم . به طرف نزدیک ترین ایستگاه اتوبوس به راه افتادم . مثل همیشه ارزو کردم فاصله ایستگاه اتوبوس با خونه بیشتر میشد اما نبود …
روی نیمکت های قرمز رنگ که زیر کابین پر از پوستر های تبلیغاتی بود نشستم و کیفم و روی پاهام جا به جا کردم .اهی کشیدم و سر بلند کردم . نگاهم روی دختر پانزده ،شانزده ساله ی مدرسه ای افتاد ، مانتو شلوار نفتی به تن داشت و کوله پشتی ابی رنگش همرنگ کفشهاش بود . پسر جوونی با شلوار لی و پیراهن سفید کنارش قدم برمیداشت و لبخند شیرینی به لب داشت . نگاهم از پسر گرفتم و دوباره به دختر پیش روم دوختم . لاغر و خوش اندام بود … خوشگل و تو دل برو … اهی کشیدم . یعنی این دختر مشکلی هم داره!