دانلود رمان چون آب در آبگینه pdf از ساحل بهنامی (راز-شاهتوت) برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
عشق و علاقه ی تندر به لیلی بر هیچکس پوشیده نیست. اما لیلی از این عشق سر باز می زند و کسی دیگر را جایگزین تندر می کند. تندر برای برگرداندن عشق خود، رقیب را از میدان به در می کند، که به قیمت زندگی کسی تمام می شود.
دستانش را در جیب روپوش سبز تیره اش فرو برده و نفس عمیقی می کشد. احتیاج مبرمش به خواب را به خوبی حس می کند اما خواب در این لحظه برایش غریبه به نظر می رسد. سختی طاقت فرسای تمام روز تنش را کوفته کرده است. صدای بوق مانندی بلند می شود و چند نفر از پشت ایستگاه بیرون آمده و به سمت در بزرگی که سه حرف انگلیسی روی آن حک شده است می دوند. به سرعت قدم هایش می افزاید و در حال ورود به سالن بزرگ پیش رویش، نگاهی به صورت زن میانسال می اندازد.
چشم میچرخاند و با دیدن چند پرستار، قدم هایش را سرعت می بخشد. بالای سر تن بی جان می ایستد. یکی از بیماران خودش است! در حال نزدیک شدن، دستگاه ها را بررسی می کند و رو به پرستار فریاد می زند: هر سه دقیقه یه میلی اپی نفرین! نگاهش را بین دستگاه ها می چرخاند. به انترنی که دستانش را با تمام قدرت به سینه بیمار می فشارد نگاهی می اندازد و می غرد: برو عقب…
خود را جلو می کشد. انگشتانش را به کاروتید رسانده و منتظر می ماند. به تندی از تخت بالا می رود، زانوانش را به روی آن تکیه زده و کف دستانش را روی هم به سینه ی بیمار می رساند. باز هم عقب می کشد و انگشتانش را به کاروتید می رساند. گرفتن پاسخ منفی وادارش می کند باز هم مشغول شود. همهمه ای در سرش جاریست. کمی خود را عقب می کشد. نگاهش را به دستگاه ها می رساند و بر سر بیگی فریاد میزند: آماده شوک بشین.