دانلود رمان تازیانه و عشق pdf از شیوا بادی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
شهاب و فرگل مدت هاست که عاشق هم هستن ولی برادر فرگل به ازدواج اونها رضایت نمیده ؛ بعد از این که تلاش اونها برای راضی کردن برادر فرگل بی نتیجه میمونه ، آنها تصمیم میگیرن که مخفیانه ازدواج کنند و فرار می کنن ؛ برادر فرگل وقتی موضوع رو میفهمه ، خواهر شهاب رو میدزده و شروع به اذیت و آزار اون میکنه … پایان خوش…
اندامم ظریفه و لاغرم … قدم متوسطه ۱۶۵ … وزنم هم ۵۰ کیلو هست … گفتم که روی هم رفته بد نیستم! سنمم با این نباید گفت میگم … ۲۳ سالمه … کیف و کفش مشکیمو دستم گرفتم و از اتاق بیرون رفتم … با دیدن شهاب تو اون کت و شلوار نوک مدادی با اون موهای مشکی حالت دار که روبه بالا شونه زده دلم ضعف رفت!
الهی من قربون تو داداش خوشگلم بشم … خدا نکنه … تو که از من قشنگ تری … در این که شکی نیست … ولی تو هم چون داداش خودمی … خیلی خوشگلی … دوباره به شهاب نگاه کردم … چشم هاش سبز بود ولی از چشمهای من یه کم پررنگتر … مثل سبز لجنی … بینیش هم مدل من ولی مردونه تر و کمی بزرگتر!
لبهاش باریک و معمولیه … پوستش هم به بابا رفته و گندمی تیره است … برعکس من که به مامان رفتم … قدش هم به داییم رفته بلند و رشید … فکر کنم ۱۹۰ باشه … به خاطر بدن سازی رفتن هم حسابی اندامش عضله ای شده … خلاصه خواهر و برادر یکی از یکی خوشگل تر …