دانلود رمان تنها قدم نمی زنم pdf از عسل سبکبار برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سرگرد خشن و یاغیی که به شدت به عقاید خود پایبند است و به اجبار خانواده اش درگیر دختری بی بند و بار می شود…بخش کوتاهی از این رمان پلیسی، معمایی و عاشقانه را می توانید در ادامه بخوانید.
باصدای زنگ موبایل از خواب بیدار شدم؛ بدون اینکه چشم هایم را باز کنم دستم را دراز کردم و موبایلم رارا از روی عسلی برداشتم. با صدای گرفته، پاسخگوی تماس شدم.
-بله!
-سلام قربان!
صدای ستوان کرمی بود؛ لرزش صدایش، دستپاچگی را از پشت تلفن، فریاد می زد. موبایل را از گوشم فاصله دادم؛ سرم را به طرف مخالف کج کردم و سرفه ای کردم تا صدایم از حالت گرفته بیرون بیاید.
-سلام کرمی!
-ببخشید…دیر وقت مزاحم…شدم. چند بار پشت سر هم، پلک زدم که خواب از سرم بپرد.
اشکالی نداره!
صدای، نفس آسوده اش را به خوبی از پشت تلفن شنیدم.
-دقایقی قبل، یک قتل گزارش شد؛ گفتن که به شما اطلاع بدم. با شنیدن این حرف از زبان، ستوان کرمی، خود به خود از حالت خواب آلودگی بیرون آمدم و میخ، سر جایم نشستم.
-آدرس رو بگو!
-یادداشت کنید …