دانلود رمان مهکام pdf از زیبا سلیمانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مهکام دختری خود ساخته و مغرور که مدعیه می تونه همه ی مشکلات زندگیشو خودش حل کنه، اما مردی به اسم مهران در بزنگاه هاتثه سر راهش سبز می شه تا بهش ثابت کنه یه مرد حمایتگر و متعصب چطور می تونه چترشو سر یه زن یاغی باز کنه!
تکیه ام را به پشتی صندلی دادم و نگاهاشان کردم. درست چهار روز مانده بود به تولد چهار سالگی مهکام. تولدی که برایش برنامه ریزی بسیاری کرده بودم.. از هزینه هایش که می گذشتم اعتبار مهکام وسط بود. اعتباری که برای به دست آوردنش … بگذریم همچنان که داشتم نگاهشان می کردم و آن دو داشتند مشاجره می کردند رو به سوده کردم و پرسیدم:
– تو بگو سوده، این آبروریزی نتیجه ی چی می تونه باشه!
سوده سرش را پایین انداخت و تا آمد لب از لب باز کند عسل پیش دستی کرد و یک قدم نزدیک تر شد و گفت:
– مهکام جون، دارید اشتباه می کنید مشتری داشت از کوپ موهاش ایراد می گرفت. منم فقط نگاش می کردم نه تاییدش کردم نه رد… آزی نتوانست بیش از آن ساکت بماند. مثل یوزپلنک از قلمروش دفاع کرد:
– من اونجا کلم بروکلی تشریف دارم؟ مشتری اگه ناراضیه میاد پیش من. شما چی کاره ی سالنی؟
دستم را روی سرشانه ی آزی گذاشتم و به آرامش دعوتش کردم:
– آزی جان آروم باش! بعدش هم برو به کارت برس عزیزم، من حلش می کنم!