دانلود رمان فصل توت 2 pdf از منیر کاظمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بعد از ماجراهای فیروزه در جلد اول این رمان، تقریبا یک سال از دانشگاه رفتنشون میگذره که ورودیای جدید میان دانشگاه که دختر خیلی خوشگلی به اسم سوده هم بینشون بوده ،توجه میعاد بهش جلب میشه و قضیه خیانتو اینا پیش میاد،فیروزه شکست بدی میخوره ،میعاد پشیمون میشه و….
گره ی کراوات کج شده بود. چند باری چپ و راستش کرد سعی کرد درستش کند . در آینه نگاه کرد. پشت سرش سمانه نشسته بود لبه ی تخت. داشت ناخنهایش را با حرص سوهان می کشید. بدون اینکه به گوش دادن یا ندادن او اهمیت بدهد بدون وقفه حرف میزد .
-آخه این چه وضعشه. بیوه ای؟ مطلقه ای؟ چته که اینطوری باید عقد کنی؟ اینطوری باید بری خونه ی شوهر؟ حتی حاضر نیست یه مانتوی مجلسی سفید بپوشه .ولش کنی با همین مانتو ها که میره سر کار و میاد پا میشه با مقنعه میاد محضر.
بلند شد. سوهان را انداخت روی میز توالت. دست به صورتش کشید:
-هنوز گیر این کراواتی؟
دست گذاشت به بازوی سیاوش و چرخاندش سمت خودش:
-بذار ببینم.
گره ی کراوات را گرفت و چرخاند:
-معلوم نیست چشه. تا یک ماه پیش میخواست منو بکشه که با این آدم آشناش کردم. دو ماه که با هام قهر بود کلا. یهو دو هفته ای تصمیم گرفت کلا با این آدم ازدواج کنه!اونم این شکلی!
سیاوش از بالا نگاهش میکرد که چطور با حرص در حال ور رفتن با کراوات بود:
-چه شکلی؟ توقع داشتی لباس عروس بپوشه بیاد وسط برقصه؟
نگاه سمانه دوید بالا روی صورتش:
-سیاوش ! دوباره داری طعنه میزنی. نه؟
سیاوش کراوات را از دستش در آورد و رو کرد به آینه.
-الان دوباره اون تریپ شد که همه فکر میکنن من باعث این آشنایی و ازدواج شدم.
با حرص خم شد و وسایل نا مرتب میز توالت را مرتب کرد .
-آره اصلا من شدم. من باعث آشنایی شدم. شکر خدا همکار تو که نبود ! دوستت هم که نبود.