دانلود رمان فصل توت 1 pdf از منیر کاظمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
فیروزه ،دختریه که تو یه خانواده پولدار ولی داغونی تو اصفهان زندگی میکنه،مادرش مشکل روانی داره باباش یه آدم بی مسئولیته ،خاهرو برادر بزرگشم آدمای موجهی نیستن یه خاهر کوچیکم داره که تو حاشیس. پسر عموش خیلی اذیتس میکنه،به اسم دوست داشتن،تو داستان معلوم میشه که تو نوجوونی پسر عموش بهش تعرض کرده ،این بخش درمورد خانواده و پسر عموشه. فیروزه دانشگاه قبول میشه رشته مکانیک،اونجا با پسری به اسم میعاد که بچه تهرانه و پسر پولداریم هست آشنا میشه. میعاد فیروزه رو دوس داره بعد از مردن مامان فیروزه خیلی بهش کمک میکنه که فیروزه مستقل شه و از دست اذیتای پسر عموش(مسیح) خلاص شه، تو خونه ی فیروزه رفت و آمد میکنه باهاشم رابطه داره…
تمام ملحفه ها پر از خون بود. رو تخـ ـتی را کنار زد. خون تازه و قرمز بود. ” این خون ها از کجا اومده؟؟” ملحفه ها را تکان داد. زیر و رو کرد. ” این خون ها از کجا اومده؟؟” عصبی شده بود. دستهایش پر از خون بود. ” اه اه اه. انگار یکیو اینجا کشتن” ملحفه ها را با عصبانیت از رو تختش کشید و روی زمین انداخت.
-فیروزه؟؟
به طرف صدا چرخید. هیچ کس نبود.
-بله؟ بله؟ میعاد؟؟
به دنبال صدا از اتاق بیرون رفت. چشم هایش رد خون را تا وسط سالن دنبال میکرد. ” این خون ها از کجا اومده؟؟”
_فیروزه؟؟
اینبار با شدت و سرعت بیشتری چرخید.
_میعاد این خون ها از کجا اومده؟؟ میعاد؟
میعاد دستهایش را جلو آورد تا دستهایش را در دست بگیرد:
_بیا بریم یکم هوا بخوریم.
_میگم این خون ها از کجا اومده؟ دستت… دستت… چی شده؟؟؟
نگاهش را از کف دست زخمی و چاک خورده و خون قرمزی که مثل چشمه بیرون میزد برداشت و به دنبال صورت میعاد گشت. اما صورتی در کار نبود. هیچ کس آنجا نبود با وحشت دو دست بی صاحبی که در دستانش مانده بودند روی زمین انداخت. خودش را عقب کشید “باید جیغ بزنم. باید جیغ بزنم.” تنها کاری که نمی توانست بکند. چند باری دهانش را باز و بسته کرد اما تارهای صوتی اش کار نمیکردند.