دانلود رمان روم هیت 3 pdf از پنلوپه وارد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
شریک شدن خونهای تابستونی با همخونهای فوقالعاده هات و جذاب باید رویایی باشه که به حقیقت میپیونده، درسته؟ نه وقتی که اون جاستین باشه. تنها کسی که تا به حال عاشقش بودم، که الان ازم متنفره…
جاستین روبه روم ایستاده بود. می تونستم قسم بخورم که اون همون پسری بود که من بهش پشت کرده و رفته بودم. همونی که عضلات نحیفی داشت. جاستین متفاوت از چیزی که من از نه سال پیش بیاد داشتم، نگاه می کرد. خشم روی صورتش واضح بود و حتی به طور باور نکردنی ای اون رو هات تر نشون می داد. فقط بهتر می شد اگه اون نگاه مستقیما روی من نمی بود.
پوستش، طیف های زیبایی از رنگ مسی بود که رگه های طبیعی طلایی بین موهای بلوند تیره اش رو تکمیل می کردند. پوست صافی که من به یاد می آوردم، الان خشن و نتراشیده شده بود. تتوی پیچیده ای روی عضله ی دو سر بازوش خود نمایی می کرد. چند لحظه ای طولانی در حالی گذشت که من فقط به اون خیره شده بودم، بی هیچ حرفی… با وجود اینکه برای گفتن هر چیزی زیاد از حد گیج بودم، قلبم بلند فریاد می زد. با کشش زیادی که بهش داشتم، می دونستم که این تنها عکس العملم نسبت به حضورش نیست. با وجود همه ی تغییراتش، چشم هاش یکی از چیز هایی بودند که مثل قبل باقی مونده بودند. اون ها درد هایی مثل زمان های دوری که اون رو دیده بودم رو برام تداعی می کردند.