دانلود رمان خلافکار مغرور 2 pdf از ستایش خفن برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درمورد یه خلافکار، دختری که مشکلات سخت زندگی اونو تا مرز سنگ شدن کشیده و حالا اونو تا عمق بازی های خلاف کشیده منجلابی که هر چی بیشتر دست و پابزنی امیدت کمتر میشه . این دختر آنچان مغرور که به راحتی کسی نمی تونه از صفحه ی بازی روزگار بیرون بندازه تا اینکه با ورود مردی به دنیای خاکستری و تیره و تارش همیه چیزعوض میشه…..چه جوری اون مرد این کارو میکنه ؟ دختر داستان غرورشو کنار میزاره ؟ دوباره میتونه خودشو از نو بسازه ؟ با فلب زخمیش چه طور کنار میاد ؟چه طور میتونه از این باند خلافی که توش گیر کرده رها بشه ؟…
دل آرا :دلشوره بدجور کلافم کرده بود. برای بار آخر به آیینه تو دستشویی نگاه کردم.
من : تو می تونی دل آرا … باید بتونی دیشب خیلی فکر کردم دیدم از هر نظر حرف های بهشته درست از آب در میان باید این طفل بی گ*ن*ا*ه رو از به دنیا اومدن محروم می کردم.
با صدای ضربه هایی که به در دستشویی می خورد به خودم اومدم .
من : بله !!!!
سینا : خانومم من رفتم پایین توهم زود بیا دیر میشه ها
من : باش الان میام
با صدای در متوجه شدم سینا ازاتاق خارج شد. خدایا منو ببخش …. عزیز دل مامان منو ببخش … سینا منو ببخش
از دستشویی بیرون اومدم هرچی جلو دستم بود پوشیدم. جزوه ام روبرداشتم مقداری پولم گذاشتم تو کیفم از اتاق بیرون اومدم . تا اومدم بیرون نازی رو دیدم . با تعجب زل زدم بهش این چرا این قدر به خودش رسیده .
من : سلام
نازی : سلام خوبی دل آرا …. چرا زیر چشات گود افتاده ؟؟؟
من : ها … یعنی هیچی دیشب تا صبح داشتم امتحان می خوندم …. تو چرا اینقدر به خودت رسیدی؟؟؟
نازی : با بچه ها می خوایم بریم کوه.