دانلود رمان شهبانو در لباس زیر pdf از پنلوپه اسکای برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
من ونسا بارستی، هستم. دختر کرو بارستی بدنام هستم. پدرم بهم یاد داد چطوری بجنگم. اگر مردی دستش رو به طرفم دراز کرد، چطور اونو توی گور خودش بذارم. به عنوان یهبارستی، من مغرور و متکبر و لجبازم و حرف کسی رو قبول نمیکنم. از بار به خونه برمیگشتم، اما مسیر اشتباهی رو انتخاب کردم. و شاهد یه جنایت وحشیانه بودم. قاتل نمیذاره من برم. اون جذاب، کشنده و ترسناکه. با خالکوبی روی ساعدش و یک حضور پر از تهدید، اون مثل یک سایه شیطانی هست، که هرگز باهاش مواجه نشده بودم. و بعدش اون مهمترین چیز رو بهم گفت. که اسمش بونز هست…
وقتی روز بعد رفتم مغازه،به مرد خوشتیپی برخورد کردم که دنبال غلات میگشت. ما چند کلمهای با هم رد و بدل کردیم و به نتیجه خوبی رسیدیم.اون حتی از اون غلات خوشش نمیومد. اون فقط میخواست یه بهانه پیدا کنه تا اسم منو بدونه. بعد باهم برای شام رفتیم. هر وقت که یه نفر ازم برای بیرون رفتن درخواست میکرد، همیشه اصرار میکردم تو یه کافه معمولی همدیگه رو ببینیم. غذاهای بزرگ و رمانتیک بیش از حد و ناجور بودن.
نمی خواستم کسی سعی کنه منو با خریدن یه غذای گران قیمت تحت تاثیر قرار بده. ثروت برای من جالب نبود. من مردی رو می خواستم که مرد باشه،انسان باشه، کسی که نمیتونست پشت پول یا موفقیتش پنهان بشه. اسمش تونی بود و به اندازه کافی خوب بود. اون در یک شرکت سرمایه گذاری کار میکرد و پس انداز مردم رو ازشون می گرفت و اون پول هارو در بازار سهام می گذاشت. اون برای این کار جوون بود و به نظر میرسید اولین سالی هست که اونجا کار می کنه.