دانلود رمان پارتی پر دردسر pdf از مونسا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در بازار برده فروشان برای بدنم قیمت گذاشتند…. فروخته شدم… به مردی خشن و متعصب… به قیمت گزافی خرید مرا… وبخاطر انتقامی کهنه ازم خواست…در ادامه بخشی از داستان جالب این رمان خواندنی از مونسا را می توانید بخوانید.
با حس خیسی زبون ِکیسی کف دستم ،کش و قوسی به بدنم داده و لای چشمان خسته ام را بازکردم. از ذوق امروز تمام دیشب چشم هایم رنگ خواب را نمی پذیرفت. نزدیک اذان صبح بود که بالاخره خوابم برد. با دیدن ساعت زن یگ قرمزم روی عسلی کنار تخت با وحشت از جا پریده و جیغ خفیفی کشیدم.
_یا خدا خواب موندم …
پتو را بدون وسواس از تخت پای یی انداخته و در جایم نشستم … موهایم را یک دور باز کرده و محکم بالای سرم دم اسیب بستم. تنها ارزویم ان لحظه این بودکه رئیس رسرکت هم مانند من خواب مانده باشد! زهی خیال باطل! ی وقفه به سمت کمدکوچک گوشه اتاقم رفته و مانتوی سرمه ای نسبتا ضخیمی را انتخاب کردم همراه با مقنعه و شلوار مشگ روی تخت انداختم با دیدن صورت رنگ پریده ام در اینه کوچک روی دیوار اخم هایم درهم شد.
جوراب هایم را با حرص پوشیدم و لنگ لنگ کنان به سمت لباس های روی تخت رفتم … به تندی همه را پوشیده و با کشیدن مقنعه روی موهایم از اتاق بیون رفتم . با پارس کیسی قدم هایم را تند و ت یی به سمت اش ییخانه کج کردم.