دانلود رمان میدگارد pdf از احمدرضا صالحی سیف آبادی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان این رمان خواندنی با کیارش آغاز میشود که در زندان به سر میبرد و در آنجا شرایط بدی دارد. کیارش از زیرکی خود استفاده میکند و با شاهزاده صوفیا معاملهای مینماید. کیارش مدعی میشود که میتواند صوفیا را از آنجا نجات دهد اما در ازایش باید قول بدهد که با دوستانش کاری نداشته باشد. صوفیا میپذیرد که از جان دخترها بگذرد اما آریا نه! کیارش هم که به قدرت و توانایی دوستش اعتماد دارد با این دختر معمامله میکند و… .
در یکی از بعدازظهرهای سرد زمستانی، در حالی که برف همه جا را سفیدپوش کرده بود، درختان چنار در خواب سنگین زمستانی چهره ی بیاحساسی به خود گرفته بودند و شاخه های نامنظم یکدیگر را چنان در آغوش گرفته بودند که گویی جان پناهی برای شیطان ساخته اند. کمی آن طرفتر چهرهی طبیعت به تناوب مرموزتر خودش را نشان میداد. جایی که درختان چنارِ پوشیده از برف کمکم جای خود را به درختان کاج کهنسال می دادند.
هوا گرگ و میش بود و سنگینی برفهای انباشته شده بر جنگل به حدی بود که شـاخه های پایینی درختان کاج را خم کرده بود. از زمانی که برف بند آمده بود ساعتی میگذشـت. سکوت سنگینی بر جنگل کاج سیطره افکنده بود و هیچ جنبندهای در آن به چشم نمیخورد. شاید این سکوت خبر از کولاک وحشتناکی که در راه بود می داد.
تنها صدایی که این سکوت را در هم میشکست، طنین سوت قطـاری بـود کـه جنگـل پوشیده از برف را درمینوردید و نزدیک می شد.