دانلود رمان پایبند pdf برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
پیا ، دختریست دورگه که در تمام زندگیش سعی کرده بود زیاد خود را در معرض دید قرار ندهد. تا اینکه تهدید شد از انبار قویترین اژدهای آن دوران سکه ای را بدزدد. دراگوس ، اژدهایی که همه از او میترسیدند ، باورش نمیشد که کسی اجازه ی دزدیدن اموالش را به خود داده باشد. ولی وقتی دزد خود را به چنگ می آورد ، جانش را بخشیده و ادعا میکند که آن دختر متعلق به اوست…
پیا به انجام جرمی که همچون خودکشی کردن بود، تهدید شده و نمیتوانست هیچ کسی جز خودش را هم مقصر بداند. البته دانستن آن، شرایط را آسان تر نمی کرد. باورش نمی شد که نتوانسته بود درست قضاوت کند. واقعاً او چه کار کرده بود؟ فقط یک نگاه به صورتی زیبا انداخته و تمام چیزهایی که مادرش درباره زنده ماندن به او یاد داده بود را فراموش کرده بود. آنقدر بد بود که بهتر بود تفنگی را بر روی سرش گذاشته و ماشه را بکشد، ولی خوب، او تفنگی نداشت، چون از آنها خوشش نمی آمد.
در ضمن، درحقیقت کشیدن ماشه آخر خط بود. او با مسئولیت پذیری مشکل داشت و به هرحال مرده بود، پس چرا باید به خود زحمت خودکشی میداد؟ صدای بوق تاکسی حواسش را جمع کرد. شنیدن آن صدا در نیویورک آنقدر معمولی بود که همه نادیده اش میگرفتند ولی این بار باعث شد او از جای خود بپرد.
از روی شانه اش نگاهی به عقب انداخت. زندگی اش کاملا از بین رفته بود و باید برای باقی زندگی اش فرار می کرد. البته فکر نمی کرد بیشتر از ۱۵دقیقه به پایان عمرش باقی مانده باشد. آن هم به خاطر رفتار احمقانه خودش و دوست پسر قبلی اش که باعث نابودی اش شده و آنقدر بد به او خیانت کرده بود که نمی توانست آن را جمع و جور کند.