دانلود رمان به خدا نامه خواهم نوشت pdf از نیلوفر لاری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رکسانا دختری است با چشمهای بنفش . این دختر زندگی عجیب و غریبی دارد . مادر رکسانا زنی است زیبا و بلندبالا که روابط اجتماعی خوبی دارد و با همه خیلی زود ارتباط میگیرد . در مقابل پدر رکسانا این زن را فقط برای خودش میخواهد . او مردی حسود و متعصب است که طاقت ندارد ببیند همسرش با همه مهربان و صمیمیست و اینجا تنها ترفند مادر ، صبر و تحمل است . او با نرمی و ملاطفت سعی میکند خشم و نگرانی همسرش را آرام کند . تا جایی که دیگر طاقت تهمتهای همسرش را ندارد و …
من رکسانا هستم. رکسانا سپهری. متولد خرداد 1334 شماره شناسنامه ام چهار رقمی است و صادره از تهران. 14 سال سن دارم…
رکسانا نگاه ناموفقی به آن چند خطی که نوشته بود انداخت. ابروان مشکی کمانی اش خم شدند روی چشمان درشت و کشیده بنفش رنگش. دست گذاشت زیر چانه و فکر کرد: شروع خوبی نبود. به خواننده های کتاب چه مربوط است که شماره شناسنامه ام چند رقمی است یا صادره از کجاست؟ باید آغاز بهتری داشته باشم… باید کمی برگردم عقب … شاید هم لازم نباشد برگردم عقب….
کسی صدایش زد: رکسانا…باز کدوم گوری رفتی؟
رکسانا فکر کرد: م م م ؟ نه.. لازم است کمی برگردم عقب.. خیال می کنم دارم خاطره نویسی می کنم….کتاب نوشتن به این آسانی نیست… مرا چه به نوشتن کتاب!