دانلود رمان عمارت سیاه pdf از فرناز احمدی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درباره دو دوست به اسم تمنا و شیدا است که هیچکدوم از گذشته اون یکی خبرندارن اما با این حال بهترین دوستای همن. یه روز مردی به گوشی تمنا زنگ میزنه و ازش میخاد که به دنبال دوستش شیدا بره و این زنگ پای تمنارو به عمارتی پر رمز و راز باز میکنه عمارتی خوف انگیز ک در اون مردی مقتدر و ترسناک اما جذاب و دلفریب زندگی میکنه رمانی پر از رمز و راز و معما و کشمکش دختری بی پروا و سرکش و زیبا و مردی ک به هیچ عنوان تحمل این سرکشی هارو…
سرعت قدم هایش را بیشتر کرد ……از میان ماشین های مدل بالای تمام مشکی رد شد. متعجب؛’نگاهش را چرخاند ول ماشین رنگی ندید. به سمت ساختمان بزرگ سیاه رنگ رفت …..قطعا !!این همه سیاه نمی توانست اتفاق باشد. انتظار داشت.؛ صدای آهنگ از فاصله ی دور به گوشش برسد …..اما سکوت مطلق بود. انگار خاک مرده در اطراف ساختمان ریخته بودند حتی خبری از صدای پرنده ها نبود. مثل اینکه، حیوانات هم از رد شدن از این خانه ی سیاه می ترسیدند.
صدای پاشنه های بلند کفش قرمز رنگش در حیاط بزرگ عمارت می پیچید. درخت های بلند کاج در اطراف عمارت سر به فلک کشیده بودند ……صدای هوهوی جغد باعث شد ابروهایش بالا بپرد.