دانلود رمان پرنسس آهنی pdf از سارا گلمبرت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اون یک رازه. یک معما! هویت اون یک راز دفن شده زیر الیه هایی از فریبه. اعتیادی که قادر به ترکش نیستم. جاذبه ای که نمیتونم باهاش بجنگم و بعد فهمیدم دقیقا اون کیه… مردی خطرناکتر از شیطان. الان نیاز دارم که هرچیزی که برام مهمه رو نجات بدم.باید عقب بکشم. از خودم در مقابل خطری که هر لحظه با هر قدم به او نزدیک میشم محافظت کنم. این در حالی آسان خواهد بود که من بتونم جلوی خودمو بگیرم و عاشقش نشم…
_خاکستر به خاکستر، خاک به خاک،خداوند اورا ببخشد..
کشیش این کلمات رو که چندین بار در عمرم شنیدم بالای سر تابوتی خوند که نباید اینجا باشه. هیچکدوممون نباید اینجا باشیم.این مراسم خاکسپاری حتی نباید اتفاق بیفته. زمانیکه کشیش به دعا خوندن ادامه داد، سرمو خم کردم تا به پهنای برگ علفهایی زل بزنم که در خاک زیرپام له کردم. نمیتونم یه بار دیگه به جعبه چوبی نگاه کنم.
باید بخاطر چندلایه لباس مشکی که در این گرما پوشیدم خیس عرق باشم، ولی تکه یخی که در سینمه باعث شد درجایی که وایسادم یخ بزنم. هیچ گرمایی حس نمیکنم. هیچی حس نمیکنم. مطمئن نیستم دوباره بتونم چیزی حس کنم. کاملا بی حسم، بجز اون حس گناه. من اینکارو کردم. همش تقصیر من بود.