رمانسرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمانسرا
دانلود رمان فرشته‌ای از تبار جهنم pdf از ماریا سیری

دانلود رمان فرشته‌ای از تبار جهنم pdf از ماریا سیری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان:مافیایی، جنایی، عاشقانه، معمایی، انتقامی

خلاصه رمان فرشته‌ای از تبار جهنم

این داستان، سرگذشت دختری آرام و ساده‌زیست از خانواده‌ای معمولی است. زندگی آرام او ناگهان با فروپاشی خانواده‌اش درهم می‌شکند. جایی که باید پناهگاه امنش باشد، او را طرد کرده و به چشم سربار می‌بینند، انگار که نبودنش را طلب می‌کنند. موجی از فقدان، عزیزانش را یکی پس از دیگری از او می‌گیرد و آتش خشم و انتقام را در وجودش شعله‌ور می‌کند. این آتش، شخصیت آرامش را به دختری سرکش و مصمم تبدیل می‌کند. در جستجوی ریشه‌های فروپاشی خانواده، با رازهایی خونین و شگفت‌ انگیز و سازمانی مرموز روبه‌رو می‌شود. در میانه این راه پرپیچ‌وخم، با پسری آشنا می‌شود که گذشته‌ای تاریک و مجهول دارد و به نظر می‌رسد از یک مشکل روانی رنج می‌برد. در دل این ماجراجویی خطرناک، جوانه‌های عشق نیز سر برمی‌آورند …

قسمتی از رمان فرشته‌ای از تبار جهنم

آرمینا: تمام مدت نه من حرفی زدم نه مامان، کل راه توی سکوت گذشت. ویلامون توی نیاوران بود اما خب این عمارت جدید توی الهیه بود جایی که من درست نمی‌شناختمش خیابون‌هاشو بلد نبودمو این یعنی دردسر، از تغییر و چیزهای جدید متنفرم. واقعا نمی‌دونم برای چی خونه رو عوض کردن خب کلا یه ربع فاصله بینشون بود. بالاخره ماشین از حرکت وایساد و جلوی یه عمارت بزرگ نگه داشت. از ماشین پیاده شدم کندی و از ماشین بیرون آوردم و اطرافو نگاه کردم به کوچه بود که دو طرفش درخت کاشته شده بود درخت هایی پیر و بلند، عمارت ما تنها ساختمونی بود که توی کوچه وجود داشت. مامان چمدونمو کنارم گذاشت. عصاهامو دستم داد و بعد به سمت در رفتو آیفون و زد و بازش کرد و گفت: تو برو داخل من کار دارم بعدا میام… کلافه نگاش کردم ناراحت شدم اما لبخندی زدم و گفتم: باشه مامان به سلامت. خدافظی گفت و منو هل داد تو و کندی رو پشت سرم پرت کرد تو حیاطو در رو بست. با چشای گرد تقریبا پرت شدم توی حیاط.

برگشتمو به در بسته نگاه کردم که ۴ تا مرد قد بلند و چهار شونه رو دیدم که همشون کت و شلوار ست تنشون بود. متعجب گفتم: ببخشید شما مهمونین؟ چرا دمه درید خب بفرمایید تو. همشون یه چند ثانیه پوکر نگام کرد که یهو یکیشون بلند زد زیر خنده اما یکیشون غلیظ اخم کرد و برگشت رو به اونی که می‌خندید گفت: فرهاد ببند دهنتو. یارو خودشو جمع کرد اما معلوم بود داره از خنده می‌ترکه. و بعد روشو سمت من کرد و گفت: ما نگهبان هستیم عمارت به این بزرگی نگهبانم می‌خواد که یه وقت دزد نیاد. فهمیدم چه سوتی دادم به رو نیوردمو گفتم: آها می‌شه چمدونمو بیارید. نگهبان چشمی گفت و رفت دمه در منم برگشتم سمت عمارت وای خدا چه قدر بزرگ بود. تمام زمین سنگ فرش شده بود نزدیک هزار متر حیاط جلوی عمارت بود و یک استخر بزرگ کنار حیاط بود اما دریغ از یه گل، همش سنگ فرش بود. مشتاقانه به سمت عقب عمارت رفتم که اونجا هم همین طور بود با این تفاوت که ماشین تیدا و آرتا اونجا پارک شده بود و حیاط پشتی نزدیک ۶۰۰ متر بود.

کندی با ذوق می‌دوید و پارس می‌کرد و زبون کوچولوش رو بیرون انداخته بود. خندیدم و گفتم: کندی بیا بریم اینجا خیلی گرمه. تصمیم گرفتم وارد عمارت شم. پس به سمت حیاط جلویی رفتم و وارد عمارت شدم. یک سالن با زمین سفید بود که دو مجسمه‌ی گچی فرشته‌ی بزرگ دو کنج سالن بودن و دیوارها همه شیشه بودن و یک در که وقتی رفتم توش دو خدمتکار بهم گفتن آشپز خونست هیچ چیز خاصه دیگه‌ای وجود نداشت.  به سختی از پله‌های چوبیه قهوه‌ای رنگ بالا رفتم و وارد یه سالن بزرگ دیگه شدم اما اینبار پر از وسیله یک میز بیلیارد کنار دیوار بود تلویزیون و لوستر…. و در آخر یک راهرو که کلی در داشت خیلی زیبا و بزرگ بود در یک کلمه باشکوه، با ذوق شروع کردم به راه رفتن توی راهرو قطعا اگه پام توی گچ نبود می‌دویدم بلند می‌خندیدم راهرو بلند بود و طولانی. خوشحال بودم که تموم نمی‌شه و بلندتر می‌خندیم و صدای خنده‌های بلندم توی راهرو اکو می‌شد خیلی خوشحال بودم این بلندترین خنده‌ای بود که توی عمرم کرده بودم …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
این داستان، سرگذشت دختری آرام و ساده‌زیست از خانواده‌ای معمولی است. زندگی آرام او ناگهان با فروپاشی خانواده‌اش درهم می‌شکند. جایی که باید پناهگاه امنش باشد، او را طرد کرده و به چشم سربار می‌بینند، انگار که نبودنش را طلب می‌کنند. موجی از فقدان، عزیزانش را یکی پس از دیگری از او می‌گیرد و آتش خشم و انتقام را در وجودش شعله‌ور می‌کند. این آتش، شخصیت آرامش را به دختری سرکش و مصمم تبدیل می‌کند. در جستجوی ریشه‌های فروپاشی خانواده، با رازهایی خونین و شگفت‌ انگیز و سازمانی مرموز روبه‌رو می‌شود. در میانه این راه پرپیچ‌وخم، با پسری آشنا می‌شود که گذشته‌ای تاریک و مجهول دارد و به نظر می‌رسد از یک مشکل روانی رنج می‌برد. در دل این ماجراجویی خطرناک، جوانه‌های عشق نیز سر برمی‌آورند ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    فرشته‌ای از تبار جهنم
  • ژانر
    مافیایی، جنایی، عاشقانه، معمایی، انتقامی
  • نویسنده
    ماریا سیری
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    1336
خرید کتاب
35,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 5 بازدید
  • 35,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانسرا " میباشد.