رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود رمان بر دل نشسته pdf از م.ابهام

 

دانلود رمان بر دل نشسته pdf از م.ابهام

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان بر دل نشسته

این داستان درباره نفس، دختری زیباست که به دلیل ترس از جدایی و از دست دادن، از عشق و دلبسته شدن دوری می‌کند. او در گذشته تجربه‌هایی داشته که باعث شده به احساسات خود بی‌اعتماد شود و همیشه از درگیر شدن در رابطه‌ای عمیق هراس داشته باشد. از سوی دیگر، مهراد، یک مهندس موفق، جذاب و مغرور است که به عشق و دلبستگی اعتقادی ندارد. او همیشه فکر می‌کرده که عشق چیزی جز یک احساس زودگذر نیست و هیچ‌وقت به دنبال تجربه‌ای عمیق در این زمینه نبوده است. اما هنگامی که این دو با یکدیگر آشنا می‌شوند، چیزی میانشان شکل می‌گیرد که فراتر از تمام باورها و تجربه‌های پیشینشان است. عشقی قدرتمند و اساطیری، که در این زمانه نادر و بی‌همتا به نظر می‌رسد. این عشق، برخلاف تمام ترس‌ها و تردیدهایشان، آن‌ها را به سمت یکدیگر می‌کشاند و هر دو را به تغییر و رشد درونی وا‌می‌دارد.

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان آهار

دانلود رمان آناشید

دانلود رمان نقطه ویرگول

بخشی از رمان

سرمو گرفتم بین دستام و شقیقه هامو فشار دادم تا شاید کمی از سردردم کم بشه. پشت میز کارم توی دفترم نشسته بودم و داشتم با کلافگی به صحبت تلفنی کریمی گوش میکردم. – آقای محترم چند بار بگم من و شما دیگه حرفی برای گفتن نداریم، به توافق نمیرسیم، خانم میخوان خودشون با آقای راستین صحبت کنن. ای بابا یعنی چی که نمیشه؟! خوب کی برمیگردن ایران؟ باشه پس تلفنی صحبت میکنن شما فقط شماره شونو بدین. شماره شخصیشونو نخواستیم، شماره دفتری، شرکتی، محل کاری ندارن؟ کریمی به من نگاهی کرد و سرشو تکون داد که یعنی عجب گیری افتادیم.. بعدم شماره ای رو توی سررسید روی میز یادداشت کرد و بالاخره تماسو قطع کرد. – خانم منکه گفتم بهتون اینا نمیخوان بهیچ وجه تابلو رو بفروشن

این یارو دستیارش میگه آقای راستین خیلی وقت بود دنبال اون تابلو بود و غیرممکنه بفروشتش. این آقای راستین دیگه خسته م کرده بود. مستاصل و عصبی سرمو بلند کردم و گفتم: – همش تقصیر توئه کریمی اگه روز مزایده دیر نمیرسیدی الان اون تابلو اینجا بود، منکه بهت گفتم هر قیمتی که باشه میخوامش، گفتم که کوتاه نیا، نذار بعد از سالها حالا که پیداش کردیم بازم از دست بدیمش، ولی تو با سهل انگاریت باعث شدی تابلوی یادگار خاندانمو از دست بدم – خانم من شرمنده م اون تصادف لعنتی. – خوب دیگه تکرار مکررات فایده ای نداره بهتره خودم به این آقای یکدنده زنگ بزنم. نفس عمیقی کشیدم و از جام بلند شدم رفتم پشت پنجره و بیرونو نگاه کردم از اون بلندی، شهر و آدماش کوچک و دور بنظر میرسیدن.

کی میدونست که اون پایین توی خیابونا و کوچه های شهر، تو دل تک تک آدمایی که از اینجا قد مورچه دیده میشدن و با عجله و مثل سیل دنبال هم راه میرفتن، چی میگذره. به نظرم هر انسانی یه داستانی بود، هرکسی یه دردی داشت.. مثل خودم.. بعضیاشون هم چندتا درد.. آهی کشیدم و برگشتم طرف میزم.. دکمه ارتباط با منشیمو فشار دادم – طناز لطفا قهوه مو بیار کمی بعد فنجون قهوه داغمو بین دو دستم گرفته بودم و با لذت محتویاتش رو مزه مزه میکردم. قهوه حکم مسکن داشت برام.. فکرم رفت پی صاحب جدید تابلوی آبا و اجدادیم، نمیدونستم کیه، کجاست، چیکاره ست، فقط یه اسم.. مهندس راستین.. هر کی که بود آدم غد و یکدنده ای بود، یا شایدم اصلا اینطوری نبود و فقط مثل من تابلو رو خیلی میخواست.

تصویر پدرم وقتی که بهش گفته بودم بالاخره تابلو رو پیدا کردم اومد توی ذهنم. بعد از شش سال توی چشماش ذره ای خوشحالی دیده بودم و دلم گرفته بود از یادآوری اتفاقی که باعث دلمردگی این مرد شده بود.. ولی با شادی پدرم به حالت قبلیم برگشته و گفته بودم – منکه گفته بودم پیداش میکنم برات، تو تنها کس منی تو این دنیا بابا، تنها دارایی من، تنها همخون منی و بغلش کرده بودم، دستاشو دور بازوهام حلقه کرده و منو مهمون حس زیبای پدرانه ش کرده بود، حسی که سال ها بود زیاد تجربه ش نمیکردم چون پدرم حوصله هیچ کسو هیچ چیزو نداشت و تو تنهایی هاش و غصه هاش سیر میکرد. اون تابلو کپی معتبری از رستاخیز میکل آنژ بود و یادگار خاندان پدرم بود که بیشتر از ارزش مادی، ارزش معنوی زیادی برای پدربزرگم داشته.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
این داستان درباره نفس، دختری زیباست که به دلیل ترس از جدایی و از دست دادن، از عشق و دلبسته شدن دوری می‌کند. او در گذشته تجربه‌هایی داشته که باعث شده به احساسات خود بی‌اعتماد شود و همیشه از درگیر شدن در رابطه‌ای عمیق هراس داشته باشد. از سوی دیگر، مهراد، یک مهندس موفق، جذاب و مغرور است که به عشق و دلبستگی اعتقادی ندارد. او همیشه فکر می‌کرده که عشق چیزی جز یک احساس زودگذر نیست و هیچ‌وقت به دنبال تجربه‌ای عمیق در این زمینه نبوده است. اما هنگامی که این دو با یکدیگر آشنا می‌شوند، چیزی میانشان شکل می‌گیرد که فراتر از تمام باورها و تجربه‌های پیشینشان است. عشقی قدرتمند و اساطیری، که در این زمانه نادر و بی‌همتا به نظر می‌رسد. این عشق، برخلاف تمام ترس‌ها و تردیدهایشان، آن‌ها را به سمت یکدیگر می‌کشاند و هر دو را به تغییر و رشد درونی وا‌می‌دارد.
خرید کتاب
60,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 169 بازدید
  • 60,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.