رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
مطالب محبوب
دانلود رمان نیلای pdf از پریناز عباسی

 

دانلود رمان نیلای pdf از پریناز عباسی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، ازدواج اجباری

خلاصه رمان نیلای

در دنیایی پر از خطر و توطئه، نیلای دختری نابغه جهانی است که به دلیل توانایی‌های فوق‌العاده‌اش، تبدیل به هدف شماره یک جاسوسان آمریکایی شده است. اما در میان تمام این دشمنان، یکی به‌ نام سایه، نیلای را نه فقط به‌خاطر مأموریتش، بلکه برای انتقام عشقی قدیمی که به نفرت بدل شده، دنبال می‌کند. در این ماجرای پر از تنش و انتقام، سایه با پسری به نام حامی، که شخصیتی مغرور و سرد دارد و از نیلای متنفر است، متحد می‌شود. اما نیلای که باهوش‌تر از آن است که به راحتی در دام این دو بیفتد، در این مسیر دشوار ناخواسته دل به حامی می‌بازد. اتفاقات پیچیده و رازآلود، نیلای را به مسیری می‌کشاند که مجبور می‌شود همسر حامی شود، در حالی‌ که حامی همچنان در کشمکش احساسی با سایه دست‌وپنجه نرم می‌کند. ولی این داستان هنوز به پایان نرسیده و نیلای تنها مهره‌ای نیست که بازی سرنوشت را رقم می‌زند…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان زالو

دانلود رمان دلدادگی شیطان

دانلود رمان استیصال

بخشی از رمان

دستش و گذاشت داخل کاپشنش.. _گفتی نیلای هنوز دختره؟ کلافه سرم و تکون دادم _ط میتونی از خیر این بازی بگذری، ولی من هنوز اولشم.. +هع، میخوای چیکار کنی؟ راهی مونده که من نرفته باشم؟  توعم دس بردار، دست بهار و بگیر بیا با من برگردیم بریتانیا، دیگ گور بابای حامی و نیلای.. _برمیگردیم ولی وقتی همه چی به نفـع من شد.. +هع، بهار.. چرا به فکر بهار نیستی اصلا؟  ولش کردی تو کمپ.. اگه یه بلایی سر خودش بیاره.. _این بلا رو یونا سر بهار آورد، بهار وقتی حالش خوب میشه که یه بلای بدتر سر نیلای بیارمم. +هووف، دس بردار _هیس، ط برای فرداشب بیلط بگیر برگرد بریتانیا، منم میام تا یه هفته دیگ. چشاش برق زد که سرم و تکون دادم.. امروز چشام و که باز کردم، حس کردم حالم بهتره..

مغزم دیگ جم جم نمیکرد.. حالم بهتر شده بود.. حال دلم خیلی بهتر بود.. نفس که میکشیدین ، حال خوب تو ریه هام جریان پیدا میکرد.. بوی تن حامی میومد.. بوی تن حامی ، پیچید بود تو کل وجودمم.. فقط دلم میخواست استشمام کنم.. همه ی وجودم و قلبم و ذهنم درگیر یه حال خوب شده بود. یه حس ناشناخته.. با لبخند از تخت بلند شدم، به سمت پنجره رفتم ، پنجره رو باز کردم.. هفته اول اسفند بود.. بوی بهاار داشت میومدد.. منشأ این حال خوبم از دیشب تا حالا از کجاست؟ لبخند رو لبام نقش بست که در باز شد.. سوگند در و باز کرد و با دیدن چهره من و لبخند رو لبم، متعجب ایستاد و زل زد بهم.. لبخند زدم +چیه؟ _خوبی نیلای؟ +بهتر از این نمیشم. بیشتر متعجب شد و نگام کرد خندیدم +چیه سوگند؟

به سمتم اومد، دستام و گرفت تو دستاش _قربون چهره ماهت برم، چق رنگ و روت قشنگ شده. خندیدم که چال گونم و بوسید و باز گفتد _تو، دیشب حالت بد بود طوری که مجبور شدیم بیهوشت کنیم، ولی الان.. +من حالم خوبه، سوگند، واقعا هیچ وقت حال خوب الانم و نداشتم.. انگار.. انگار یه چیزی تو وجودمه ، یه حس خوب.. یه حس ناشناختہ توی وجودمه.. حس میکنم دیگ باری رو دوشم نیست، مغزم درگیر هیچ چیزی نیصت. سوگند ناز ولی با تعجب خندید.. _چشم کف پاات خوشگلمم ، خداکنهه همینی باشه که ط میگی، مثلا یه چیزی به اسم.. +معجزه. خندید و سرش و تکون داد و به سمت کمد رفت و ذوق زده گفت _بیا، بیا نیلای، لباسات و بپوش بریم پیش دکترت. +چرا باز دکتر؟ _باید مطمئن شم، حالت خوبه شده

دورت بگردم. لبخند زدم و چیزی نگفتم. دوباره زل به فضای بیرونـ.. +سوگند.. _جونم؟ +دیشب، حامی اینجا بود؟. نگام کرد، یه کم من من کرد +بوی حامیه من میاد.. _تا مطمئن نشم حالت خوب نشده، حق ندارم چیزی بگم.. بیا گلم، بیا پالتوت و بپوش. شونه بالا انداختم و پالتو و تنم کردم.. امروز چشام و که باز کردم ، حس کردم حالم بهتره.. مغزم دیگ ُجم ُجم نمیکرد.. حالم بهتر شده بود.. حال دلم خیلی بهتر بود.. نفس که میکشیدین، حال خوب تو ریه هام جریان پیدا میکرد.. بوی تن حامی میومد.. بوی تن حامی، پیچید بود تو کل وجودمم.. فقط دلم میخواست استشمام کنم.. همه ی وجودم و قلبم و ذهنم درگیر یه حال خوب شده بود. یه حس ناشناخته.. با لبخند از تخت بلند شدم، به سمت پنجره رفتم، پنجره رو باز کردم.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
در دنیایی پر از خطر و توطئه، نیلای دختری نابغه جهانی است که به دلیل توانایی‌های فوق‌العاده‌اش، تبدیل به هدف شماره یک جاسوسان آمریکایی شده است. اما در میان تمام این دشمنان، یکی به‌ نام سایه، نیلای را نه فقط به‌خاطر مأموریتش، بلکه برای انتقام عشقی قدیمی که به نفرت بدل شده، دنبال می‌کند. در این ماجرای پر از تنش و انتقام، سایه با پسری به نام حامی، که شخصیتی مغرور و سرد دارد و از نیلای متنفر است، متحد می‌شود. اما نیلای که باهوش‌تر از آن است که به راحتی در دام این دو بیفتد، در این مسیر دشوار ناخواسته دل به حامی می‌بازد. اتفاقات پیچیده و رازآلود، نیلای را به مسیری می‌کشاند که مجبور می‌شود همسر حامی شود، در حالی‌ که حامی همچنان در کشمکش احساسی با سایه دست‌وپنجه نرم می‌کند. ولی این داستان هنوز به پایان نرسیده و نیلای تنها مهره‌ای نیست که بازی سرنوشت را رقم می‌زند...
خرید کتاب
55,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 218 بازدید
  • 55,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.