دسترسی به رمان کلون و من اثر دانیل استیل دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
داستان خانوادگی: “کلون و من” داستان زندگی دو خواهر دوقلو را روایت میکند که در کودکی از یکدیگر جدا شدهاند و در بزرگسالی دوباره با هم روبرو میشوند. این داستان به بررسی روابط خانوادگی، عشق، و تلاش برای پیدا کردن هویت فردی خود میپردازد. درام و احساسات: دانیل استیل با نثر روان و توصیفات دقیق خود، احساسات و تجربیات شخصیتها را به شکلی زیبا و جذاب به تصویر میکشد. موضوعات اجتماعی: کتاب به موضوعات مختلفی مانند پذیرش خود، تفاوتها و چالشهای زندگی پرداخته و به خوانندگان دیدگاههای جدیدی ارائه میدهد …
نمونه ای از نثر رمان کلون و من
در این روزها وعده ملاقات با کسی داشتن در مقایسه با روزهای گذشته پدیده جالبی است. برای مثال جهت مقایسه اگر دوران قرون وسطی را در نظر بگیریم درست مانند سوارکاری با نیزه در آن ایام میباشد. یا اگر کمی از لحاظ تاریخی به عقب برگردیم چیزی شبیه به این که ما در دوران نمایش تاریخی روم مسیحی باشیم شما ناچارید برای آن که ظاهر خوبی نشان دهید مقدار زیادی لباس و چیزهای دیگر بر تن کنید ولی این را هم میدانید که دیر یا زود یکی از شیرها شما را خواهد بلعید. البته منظورم این است که از این شیرها تعداد فراوانی وجود دارد. بعضی از آنها بیشتر مانند یک گربه مودار هستند و بعضیها ادعا میکنند که این چنین هستند. عدهای دیگر به نظر جالب میآیند
ولی آماده شدن برای ورود به آن نمایش کاری شاق میباشد و سرانجام شما در مکانی قرار دارید که شیری در مقابل شماست و به چهره شما نگاه میکنند و در حال تصمیم گیری است تا چه زمان شما را ببلعد. شش ماه پس از این ملاقات احساس میکردم به یک زن جلف تبدیل شده بودم. درست مانند آن بود که به دنبال یک خط و یا روش هماهنگ کننده بودم و هرگز به نظر نمیرسید به طرز صحیح عمل کرده باشم و این علی رغم آن بود که در مقابل آیینه به سختی روی چین و چروک صورتم کار میکردم. زنی هفتاد ساله را ملاقات کردم که درباره دوست خود برایم حرف میزد و من نفهمیدم آن همه انرژی را او از کجا به دست میآورد. من تقریباً نصف سن او را داشتم و تقریباً هم خسته
شده بودم ولی چه میشود کرد میگفتم: بگذار باز هم با آن روبرو شوم چون وعده ملاقات گذاشتن با او کار کشندهای است. در میان افراد مذبور همه جور آدمهایی وجود داشتند، چاق، کله طاس، پیر، جوان و یا کسانی بودند که دوستانم اصرار میکردند من از آنان به طور چشمگیری خوشم خواهد آمد ولی آنها فراموش میکردند که مسأله کوچکی را به من یادآوری کنند که آن افراد با الکلیست بودند و یا از یک روان پریشی عمیق نسبت به مادر پدر همسر سابق سنگ و یا یک بحرانی به خاطر سوء استفاده فردی مثلاً عموی خودشان مورد آزار قرار گرفته بودند. البته افراد نرمال و عادی نیز وجود داشتند ولی من به هیچ یک از آنان دست نیافتم به علاوه من به این نوع کارها مهارت نداشتم …
با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان کلون و من
اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید