رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود رمان شاه خشت pdf از پاییز

دانلود رمان شاه خشت pdf از پاییز

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان شاه خشت

پریناز دختری زیبا، در مسیر تنهایی و بی‌کسی، مجبور به تن‌فروشی می‌شود. روزگار پریناز را بر سر راه تاجری معروف و

اصیل‌زاده از تبار قاجار می‌گذارد، فرهاد جهان‌بخش. مردی با ظاهری مقبول و تمایلاتی عجیب که…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان در بند عشق

دانلود رمان ماه در عقد ارباب

بخشی از رمان

چرخ‌وفلک زندگی عموماً بر یک روال می‌چرخد؛ گاهی بالا، گاهی پایین… روز خوب، روز بد.

اما گاهی یک روز در زندگی‌ات می‌شود یک آغاز، یک شروع.

البته قرار نیست این مسیر نو، همیشه پایانی خوش داشته باشد.

آن روز صبح هم معمولی رقم خورد.

همان‌روزی که من برای اولین بار فرهاد را دیدم.

بعدها اسمش را فهمیدم و تا مدت‌ها از واژهٔ غریب «آقا» استفاده می‌کردم.

فرناز پتوی مسافرتی را دور خودش پیچیده بود و‌سرفه می‌کرد.

تب بالا و عرق نشسته به تنش اجازه نمی‌داد فکر کارکردن را در سر بچرخاند. کلاً هم از خدایش بود به‌جای کار، به رختخواب بچسبد و استراحت کند.

نمی‌دانم آن لبخند گوشهٔ لبش از شادی این‌که قرار نبود شب تا صبح را با به‌قول خودش «مردک روانی» سر کند، بود یا…

فرناز که همه نازی صدایش می‌کردند، گل‌ سرسبد خاله بود.

دختر خوش بر و رویی که در هیجده سالگی از خانه فرار کرده و‌ پیش خاله زندگی و به‌قول معروف کار می‌کرد.

اندام موزون و لوندی خاصی داشت.

هرازگاهی مرد پولداری پیدا می‌شد و مدتی برایش خرج می‌کرد؛ لباس، جواهرات، پول و البته بیشتر عایدی خاله می‌شد تا نازی بیچاره.

این میان به‌قول خودش احساس می‌کرد عزیز کسی شده.

خودمان هم می‌دانستیم اسم این روابط «عزیز شدن» نبود، یک ارضای جن*س*ی تعبیر درست‌تری بود برای گذراندن شب تا صبح با زنانی مثل ما.

خب کار ما هم همین بود، مسئولیت ارضای تمایلات جن*سی کسانی را به‌عهده داشتیم که در ازای زحمات ما، پول ناچیزی را پرداخت می‌کردند.

بازهم اوضاع نازی از بقیه بهتر بود. با پول‌ها و کادوهایی که می‌گرفت برای خودش پس‌انداز پنهانی درست کرده و عهد کرده بود که به‌محض این‌که بتواند روی پای خودش بایستد، توبه کند و هیچ‌وقت سراغ

خاله برنگردد.

همان مردک دیوانه، چند ماهی می‌شد که با نازی می‌خوابید و نمی‌دانم به چه حسابی سپرده بود تا مدتی که با نازی در ارتباط است، خاله مشتری دیگری سراغ نازی نفرستد.

حال خراب نازی و دستور آقا برای احضار دختر نشانده‌اش، نمی‌دانم طبق چه منطقی، خاله را متقاعد کرد که من می‌توانم جای نازی را برای یک‌ شب پر کنم.

زن پول‌دوست و‌ موقعیت‌نشناس!

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 59 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.