دانلود رمان آشتی pdf از سعیده براز
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان :عاشقانه،اجباری،بزرگسال
عروسی که بعد از فوت شوهرش به اجبار باید باعموی شوهرش ازدواج کنه تا بچه ی توشکمش
بی پدر نمونه ولی بعد از دل بستن به عموی شوهرش ، حالا شوهرش زنده برمیگرده و…
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان زالو
دانلود رمان هبت و عشق
بخشی از رمان
آروین توی این دو ماه زندگی یک بار هم منو آدم حساب نکرد. در همین حین که مدام چشمم به آروین بود تا گمش نکنم،
به چند نفری برخورد کردم و با یه ببخشید دوباره به سمت آروین دویدم تا توی شلوغ فرودگاه گمش نکنم.
بعد از کلی دویدن بالاخره بهش رسیدم. دیدم که دست رو شونه ی مردی گذاشت و با هم مشغول احوال پرسی شدند.
کنجکاو بودم کیه که آروین اینقدر باهاش صمیمی رفتار می کنه؟! و با دیدنش فراموش کرده که به استقبال عموش اومده.
اونم کی؟ عموی عزیزش… کم کم داشت از این عمویی که هنوز ندیده بودمش بدم میومد. آروینی که نسبت به همه چیز یی تفاوتِ
ولی اسم هیمن از زبونش نمی افته!!! -مگه نیومدی استقبال عمو؟؟ -پس واسه چی زل زدی و هیچی نمیگی؟!
-آخه عموت رو ندیدم!!! آروین پوزخندی زد و گفت: -عینک لازم هم شدی انگار!! یعنی تو واقعا این مرد به این بزرگی رو کنار من نمیبینی؟؟!!
چشمهام از تعجب گرد شده بود، انگشت اشاره مو به سمت پسر جوونی که بهش می خورد هم سن وسال آروین باشه گرفتم و گفتم…