دانلود رمان چشم های وحشی pdf از شاذه
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
ما در یک ساختمان قدیمی سه طبقه زندگی میکنیم .شاید هم دوطبقه بستگی داره همکف را جزوی از طبقات حساب کنید یا نه …
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان آغوش آتش
دانلود رمان ماهلین
بخشی از رمان
ذهنم تازه مشغول پردازش دیدههایش می.شود این مرد کی بود؟ چه قیافه ی عجیبی هم داشت. البته شاید زیر نور ماه و نور کم چراغ کوچه درست ندیده باشم،
ولی شک ندارم چشمهای روشن موربی .داشت بله چشمهای وحشی مورب همان که عاشقش هستم ولی عاشق این یکی !
نشدم بیشتر شبیه خلافکارها بود تا یک جنتلمن جذاب شانس که نداریم این هم از همسایه ی جدیدمان واقعاً دزد بود یا همسایه؟
با آن قیافه ی خطرناکش ترجیح میدهم همسایه باشد تا فکر کنم یک مهاجم توی بالکن خانه است. شاید هم نور کم قیافه اش را ترسناک کرده .
باشد جداً امیدوارم فردا صبح با یک همسایه ی خوش قیافه روبرو بشوم اوه نه او مرا با لباس خانه دیده است و ترجیح می دهم
فعلاً با او روبرو نشوم. اصلاً از کجا معلوم مجرد باشد که تو اینقدر برای خودت خیالپردازی میکنی؟!
شاید زن دارد. اوه بله زن دارد و چون زنش از بوی سیگار خوشش نمی آید آمده توی بالکن تا سیگاری بکشد
.بله… شاید زنش باردار است اوه چه هیجان انگیز وقتی زنش را دیدم می پرسم نااااازی… چند ماهه این؟
و او با مهربانی لبخند میزند و میگوید… خب مثلاً می گوید پنج ماه. نه پنج ماه خیلی کم !است هنوز کلی مانده تا بچه به دنیا .
بیاید چطور است هفت هشت ماهه باشد؟ آن وقت اسباب کشی کرده است؟ خب لابد چاره ای نداشته اند.
البته جای نگرانی نیست شوهر مهربانش همه ی کارها را خودش کرده .است الان هم بنده ی خدا آمده خسته بود بود سیگار بکشد.
آن وقت تو مثل یک موش ترسو فرار کردی هی وایسا فرار نمی کردم چکار میکردم؟
نکند انتظار داشتی با آن سر و وضع بایستم با مرد همسایه گپ بزنم!!!