رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود رمان مرد قانون مند و دختر قانون شکن pdf از کیانا بهمن زاد

 

دانلود رمان مرد قانون مند و دختر قانون شکن pdf از کیانا بهمن زاد

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

ژانر رمان: عاشقانه، طنز، کلکلی، هیجانی

خلاصه رمان مرد قانون مند و دختر قانون شکن

درباره چند دختروپسره که هرکدوم به شیوه های عجیبی مقابل هم قرار میگیرن و با اتفاقات و ماجراهای جالب و زیادی روبه رو میشن رمانی پر از عشق، خیانت، پنهون کاری، عشق های اشتباهی لجبازی و شیطنت و ماجراهای غیرقابل پیش‌بینی و تصور…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان ترنم مهر در فصل آبی و مه

دانلود رمان طاعون زده

قسمتی از رمان

دیل به سمت رامان برگشت که اونم سری به نشونه اره تکون دادو از روی صندلی پاین اومد به سمت من برگشت که ابرویی بالا دادمو نگاه معناداری بهش کردم انگار منظورمو متوجه شده بود چون سریع گفت: دیل_البته به جز آقا هاکان..آخه ایشون غذای بیرونو نمیخوره فقط غذای خونگی و رستوران های معتبر رامان بزن بریم عزیزم اما چون کیف پولمو نیاوردم مجبورم خودمو مهمون تو بکنم فردا باهم حساب میکنیم هاکان_نیازی نیست من حساب میکنم بعد دستشو توی جیبش برد تا کیف پولشو در بیاره دیل هم عین دخترایی که منتظر گرفتن پول از پدرشون باشن به سمتش رفتو روبه روش ایستاد درحالیکه به دستای هاکان نگاه میکرد گفت:

دیل_حالا که اصرار میکنی باشه..فردا بهتون برمیگردونم ممنون هاکان لبخندی زد پولو به سمتش گرفت که دیل یکم سرشو خواروندو خودشو تکون داد دیل_میشه ده لیر دیگه بدی؟میخوام باهاش بستنی بخرم بعد از غذا میچسبه هاکان به ذوق بچگونه دیل نگاهی کرد لبخند محوی روی لباش نشست سی لیر به سمتش گرفت که اونم با ذوق از دست هاکان گرفت دیل_ممنون بابای خوبی میشی خسیس نیستی حسابمون یادمون میمونه رامان دلخور داشت به صحنه روبه روش نگاه میکرد پلین تمام مدت حواسش روی رامان بود رامان_من حساب میکردم این کارا چیه؟

دیل_چه فرقی میکنه؟بزن بریم و بعد خودش جلوتر از رامان راه افتاد هاکان کیف پولشو توی جیبش گذاشت حس خوبی داشت خیلی خوب یه حس سبک بودن خاصی داشت که تاحالا بهش دست نداده بود میخواست وقتی دیل پولارو خرج کرد بهش بگه به هیچ عنوان پولو ازش پس نمیگیره به خاطرهمین فعل سکوت کرده بود وگرنه میدونست که دیل قبول نمیکرد با رفتن رامان و دیل هاکان روشو از اونا گرفتو به سمت پلین رفت و کنارش نشست نمیتونست نگاهشو از رامان و دیل که میخندیدنو سرغذا همو اذیت میکردن بگیره.

  • اشتراک گذاری
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 301 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.